Диван Шамса› Газель 806› Бейт 12 ← попередній · наступний →
Диван Шамса · غزل شمارهٔ ۸۰۶
- هر کسی در عجبی و عجب من اینست کو نگنجد به میان چون به میان میآید
G806:12
Вашою мовою
Перекладу вашою мовою ще немає — він створюється для всієї газелі одразу:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Пояснення до цього бейта
Ще не написано — це докладний розбір цього бейта в контексті його газелі:
Вся газель ↗
- 1 یا رب این بوی خوش از روضه جان میآید·یا نسیمیست کز آن سوی جهان میآید
- 2 یا رب این آب حیات از چه وطن میجوشد·یا رب این نور صفات از چه مکان میآید
- 3 عجب این غلغله از جوق ملک میخیزد·عجب این قهقهه از حور جنان میآید
- 4 چه سماعست که جان رقص کنان میگردد·چه صفیرست که دل بال زنان میآید
- 5 چه عروسیست چه کابین که فلک چون تتقیست·ماه با این طبق زر به نشان میآید
- 6 چه شکارست که این تیر قضا پرانست·ور چنین نیست چرا بانگ کمان میآید
- 7 مژده مژده همه عشاق بکوبید دو دست·کانک از دست بشد دست زنان میآید
- 8 از حصار فلکی بانگ امان میخیزد·وز سوی بحر چنین موج گمان میآید
- 9 چشم اقبال به اقبال شما مخمورست·این دلیلست که از عین عیان میآید
- 10 برهیدیت از این عالم قحطی که در او·از برای دو سه نان زخم سنان میآید
- 11 خوشتر از جان چه بود جان برود باک مدار·غم رفتن چه خوری چون به از آن میآید
- 12 هر کسی در عجبی و عجب من اینست·کو نگنجد به میان چون به میان میآید
- 13 بس کنم گرچه که رمزست بیانش نکنم·خود بیان را چه کنیم جان بیان میآید
ganjoor: sh806 · public domain