Читати› Daftar 2› Розділ 71 ← попередній · наступний →
بخش ۷۱ - شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب او را
Скарга судді на лихо правосуддя та відповідь його заступника
- M2:2749 قاضیی بنشاندند و میگریستگفت نایب قاضیا گریه ز چیست
- M2:2750 این نه وقت گریه و فریاد تستوقت شادی و مبارکباد تست
- M2:2751 گفت اه چون حکم راند بیدلیدر میان آن دو عالم جاهلی
- M2:2752 آن دو خصم از واقعهٔ خود واقفندقاضی مسکین چه داند زان دو بند
- M2:2753 جاهلست و غافلست از حالشانچون رود در خونشان و مالشان
- M2:2754 گفت خصمان عالماند و علتیجاهلی تو لیک شمع ملتی
- M2:2755 زانک تو علت نداری در میانآن فراغت هست نور دیدگان
- M2:2756 وان دو عالم را غرضشان کور کردعلمشان را علت اندر گور کرد
- M2:2757 جهل را بیعلتی عالم کندعلم را علت کژ و ظالم کند
- M2:2758 تا تو رشوت نستدی بینندهایچون طمع کردی ضریر و بندهای
- M2:2759 از هوا من خوی را وا کردهاملقمههای شهوتی کم خوردهام
- M2:2760 چاشنیگیر دلم شد با فروغراست را داند حقیقت از دروغ