پڑھیے دفتر ۱ خلیفہ کا لیلیٰ کو دیکھنے کا قصہ بیت ۴۳۸

M1:438 — گر جسد خانه‌یْ حسد باشد ولیک / آن جسد را پاک کرد الله نیک

گر جسد خانه‌یْ حسد باشد ولیکآن جسد را پاک کرد الله نیک
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M1:438

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگرچه جسد می‌تواند خانه و جایگاه حسد باشد، اما خداوند آن جسد را به زیبایی و نیکویی پاک و مطهر کرده است. معنا: این بیت بیان می‌دارد که با وجود گرایش ذاتی انسان به حسادت، خداوند قادر است کالبد و وجود آدمی را از این آلودگی پاکیزه سازد و آن را به منزلگاهی والا برای حقایق تبدیل کند.

شرح

این بیتِ مولانا، همچون بسیاری از آموزه‌های او، دربردارندهٔ لایه‌های عمیقی از معناست که نگاه ما را به پدیده‌های جهان تغییر می‌دهد. مولانا در اینجا به موضوع حسد می‌پردازد و تمایزی ظریف میان دو نگاه یا دو سطحِ درک از این رذیله برقرار می‌کند که من آن را «نگاه درجه اول» و «نگاه درجه دوم» می‌خوانم.

۱. نگاه درجه اول: حسد به مثابه رذیلهٔ اخلاقی: در نگاه اول، که نگاهی اخلاقی و ارشادی است، حسد بی‌هیچ تردیدی یک رذیلت است، خصلتی ناپسند و ناشایست. حسادت، همچون که پیش‌تر توضیح داده‌ام، محصول خودشیفتگی، زیادت‌خواهی و بدخواهی است. قرآن کریم نیز در سورهٔ فلق از «شر حاسد اذا حسد» به خداوند پناه می‌برد. از این منظر، وظیفهٔ ما انسان‌ها پرهیز از حسد و پاکیزه ساختن نفس از آن است. خداوند نیز این قدرت را به ما داده است که با مجاهدت، این جسد را که می‌تواند خانهٔ حسد باشد، از آن پاک کنیم.

۲. نگاه درجه دوم: حسد به مثابه رکن نظام هستی: اما مولانا، همچون دیگر عارفان بزرگ، نگاهی بلندتر و فراگیرتر نیز به جهان دارد؛ نگاهی که می‌توان آن را از «منظر خداوند» توصیف کرد. در این نگاه، حسد، همراه با حرص و غفلت، نه یک عارضهٔ جانبی صرف، بلکه ستونی بنیادی در ادارهٔ این جهان است. در عالم هستی، پایداری بسیاری از امور، به نحو متناقضی، وابسته به وجود همین رذایل است. مولانا در جای دیگری (مثنوی، دفتر سوم، ابیات ۳۰۸۵ تا ۳۰۸۸) به زیبایی این معنا را گشوده است: پس ستون این جهان خود غفلت است هوشیاری این جهان را آفت است زان جهان اندک ترشح می‌رسد تا نخیزد زین جهان حرص و حسد چون ترشح بیشتر گردد ز غیب نه هنر ماند در این عالم نه عیب این ابیات صددرصد تصدیق می‌کنند که اگر غفلت و حرص و حسد از جهان رخت بربندد و هوشیاری مطلق از «آن جهان» بر این جهان غالب شود، نظام جاری حیات دگرگون خواهد شد. جهان کنونی، با همهٔ تناقضاتش، بر همین ستون‌ها استوار است.

۳. کاربرد دوگانهٔ حسد: از همین رو، گاهی حتی حسد می‌تواند منشأ خیری شود، چنان‌که حافظ می‌گوید: غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد این نگاه عارفانه، در عین تأکید بر قبح اخلاقی حسد، به نقش هستی‌شناسانه و گاه سازندهٔ آن در کالبد این جهان اشاره دارد. همچون آتش که گرمابه‌ٔ سرمایه‌داری را روشن نگه می‌دارد، گرچه خود سوزاننده است، حسد نیز گاهی آب‌گرم‌کن نظام این جهان می‌شود.

بنابراین، این بیت در عین آنکه دعوت به پاکیزگی و تهذیب می‌کند (نگاه درجه اول)، حاوی این فلسفهٔ عمیق نیز هست که خداوند، در تدبیر کلی عالم، از همهٔ اجزا، حتی از آنچه در نگاه اول ناپسند می‌نماید، برای ادارهٔ این جهان بهره می‌برد (نگاه درجه دوم). این جسد، در مقام موجودی در این دنیا، می‌تواند گرفتار حسد شود، اما در عین حال، به لطف و تدبیر الهی، قابلیت پاکی و مطهر شدن را نیز دارد تا منزلگاهِ نور و معنا گردد، «گنج نور است در طلسمش خاکی است».

نکات کلیدی

  • نگاه دوگانه به رذایل: مولانا بین حکم اخلاقی (حسد بد است) و نقش هستی‌شناختی (حسد رکن ادارهٔ جهان است) تمایز قائل می‌شود.
  • پالایش الهی: با وجود گرایش ذاتی به حسد، خداوند قادر است جان و جسد آدمی را پاکیزه گرداند.
  • نقش غفلت در نظام جهان: جهان کنونی بر پایهٔ غفلت و وجود برخی رذایل اداره می‌شود؛ هوشیاری کامل، نظم فعلی را برهم می‌زند.
  • جبر و اختیار: این نگاه هستی‌شناسانه، اختیار فردی در تهذیب نفس را نفی نمی‌کند، بلکه به ماهیت پیچیدهٔ نظام کلی عالم اشاره دارد.
  • کارکرد متناقض: گاهی حتی حسد می‌تواند ناخواسته منشأ خیری شود و در پایداری امور نقش ایفا کند.

Sources: d1-s35 · 00:57:58 d1-s35 · 01:03:00 d1-s35 · 01:05:40 d1-s35 · 01:08:15

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.