پڑھیے› دفتر ۳› مومن کے بھاگنے اور بلا میں بے صبری کی مثال مٹر اور دیگر اشیاء کے دیگ میں ابلنے اور باہر نکلنے کی بے چینی سے دینا› بیت ۴۱۷۸
M3:4178 — اندر آن بستان اگر خندیدهای / تو گل بستان جان و دیدهای
M3:4178
معنی و شرح · به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI
این بیت به نخود (که نماد انسان سالک است) یادآوری میکند که اصل و گوهر او از باغ الهی است و این رنجها برای بازگشت به همان اصل والا و شکوفایی حقیقی است.
در این داستان، خداوند از زبان زنِ آشپز با نخودی که در دیگ در حال جوشیدن است و از رنج و سختی بیتابی میکند، سخن میگوید. این بیت نقطهی عطفی در این گفتگوست. خداوند به نخود یادآوری میکند که این سختیها بیدلیل نیست و نباید اصل و ریشهی خود را فراموش کند.
«آن بستان» اشاره به عالم معنا و اصل و منشأ الهی هر موجودی است. «خندیدن» در آن باغ، نماد زندگی شاد و بیدغدغهای است که نخود در مقام یک گیاه، متصل به خاک و آفتاب و باران (یعنی رحمت مستقیم الهی) تجربه کرده است. اکنون که در دیگِ ابتلائات میجوشد، آن گذشته را فراموش کرده و بیقراری میکند.
مولانا میگوید تو فراموش کردهای، اما منشأ تو والا و گرانبهاست: «تو گل بستان جان و دیدهای». یعنی تو صرفاً یک گیاه ساده نیستی، بلکه در اصل، «گلِ باغِ جان» و «نور چشم» هستی. این رنج و پختن برای آن است که آن گوهر درونی آشکار شود و از مرتبهی گیاهی به مرتبهی بالاتری از وجود، یعنی تبدیل شدن به بخشی از آگاهی و جان انسان، ارتقا یابد. این بیت در واقع دعوتی به یادآوری اصل خویش و تحمل سختیها با امید به شکوفایی نهایی است.
- بستان جان
- باغِ عالم معنا، سرچشمهی حیات معنوی و الهی
- دیده
- چشم، نور چشم؛ کنایه از عزیز و گرامی بودن
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.