پڑھیے دفتر ۴ وہ شاعر کئی سال بعد اسی انعام کی امید پر واپس آیا اور بادشاہ نے اپنے معمول کے مطابق ایک ہزار دینار کا حکم دیا اور نئے وزیر نے، جس کا نام بھی حسن تھا، بادشاہ سے کہا کہ یہ بہت زیادہ ہے اور ہمارے اخراجات ہیں اور خزانہ خالی ہے اور میں اسے اس کے دسویں حصے پر راضی کر لوں گا بیت ۱۱۸۹

M4:1189 — چون بنادر گشت مستغنی ز نان / عاشق نامست و مدح شاعران

چون بنادر گشت مستغنی ز نانعاشق نامست و مدح شاعران
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M4:1189

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 10 — [00:46:45] انسان دو طبقه: امیال زیرین و خواسته‌های رفیع

وقتی که از این حاجات اولیه بپرداخت، آنگاه نوبت حاجات ثانویه و رفیع‌تر و لطیف‌تر می‌رسد که یکی‌اش عبارت است از اینکه شما از هنر لذت می‌برید، از شعر شاعران لذت می‌برید، سینما می‌رید، شعر می‌خونید، به موسیقی گوش می‌دید، سراغ عرفان می‌رید، سراغ فلسفه می‌رید، سراغ حکمت می‌رید. شکم گرسنه سراغ هیچ‌کدوم اینا نمیره. تا شما اون نیازهای نخستین خودتون رو پاسخ نداده باشید، سراغ نیازهای بالاتر نمی‌رید.


جلسهٔ 10 — [00:48:37] وظیفه حکومت: تأمین حاجات اولیه، نه ثانویه

لذا ما یه خانه دو طبقه‌ایم. طبقه اول نیازهای اولیه ماست که همون به قول مولوی قوت نان است و هرچه از اون جنس است.

حالا شهرت مزه می‌کنه براش. طالب یه چیزای دیگه‌ای میشه. میگه مردم منو بشناسن. من مردم بشناسن. شاعران بیان مدحمو بگن، ستایش بکنن من رو. حالا اینم نشد، خودم بشینم شعری بخونم، موسیقی گوش بدم. خلاصه این حاجات لطیف‌تر در میان میاد.

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.