پڑھیے› دفتر ۵› اس کنیز کا قصہ جو خاتون کے گدھے سے شہوت رانی کرتی تھی اور اس نے اسے بکری اور ریچھ کی طرح انسانی شہوت رانی سکھائی تھی۔ اور گدھے کے قضیب میں ایک کدو ڈال دیتی تھی تاکہ وہ حد سے تجاوز نہ کرے۔ خاتون کو اس کا علم ہو گیا لیکن اس نے کدو کی باریکی کو نہ دیکھا۔ اس نے کنیز کو بہانے سے دور بھیج دیا اور خود گدھے کے ساتھ کدو کے بغیر جمع ہو گئی اور رسوائی کے ساتھ ہلاک ہو گئی۔ کنیز شام کو واپس آئی اور نوحہ کیا کہ اے میری جان اور اے میری آنکھوں کی روشنی، تو نے کیر تو دیکھا کدو نہ دیکھا، ذکر تو دیکھا وہ دوسرا نہ دیکھا۔ کل ناقص ملعون، یعنی ہر ناقص نظر اور سمجھ ملعون ہے، ورنہ ظاہری ناقص جسم والے مرحوم ہیں، ملعون نہیں۔ پڑھو لیس علی الاعمی حرج، یعنی حرج کی نفی کی اور لعنت کی نفی اور عتاب و غضب کی۔› بیت ۱۳۵۶
M5:1356 — زیر لب گفت این نهان کرد از کنیز / داشتش آن دم چو بیجرمان عزیز
M5:1356
معنی و شرح · به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI
خاتون با اینکه به راز کنیز پی برده بود، به روی خود نیاورد و با مهربانی ریاکارانهای با او رفتار کرد تا بتواند نقشهاش را برای فرستادن او به بیرون از خانه اجرا کند.
این بیت لحظهی حساس ریاکاری و فریب را در داستان به تصویر میکشد. خاتون که از شهوت کور شده، حقیقت ماجرا (رابطهی کنیز و خر) را دریافته است. اما به جای آنکه خشمگین شود یا کنیز را مجازات کند، افکارش را «زیر لب» برای خود نگه میدارد و از او پنهان میکند.
رفتار او کاملاً حسابشده است. او در آن لحظه کنیز را «چو بیجرمان عزیز» میدارد، یعنی با او طوری رفتار میکند که گویی فردی بیگناه و دوستداشتنی است. این مهربانی ظاهری، ابزاری برای رسیدن به هدفی شوم است: او میخواهد اعتماد کنیز را جلب کند تا بتواند او را با یک بهانه از خانه دور کند و خود با خر خلوت نماید. این بیت، نمونهای از این است که چگونه نفس اماره و شهوتِ لگامگسیخته میتواند انسان را به پنهانکاری، فریب و نادیده گرفتن حقیقت وادارد، حتی حقیقتی که به چشم خود دیده است.
- بیجرمان
- بیگناهان، افراد بدون جرم و خطا
- آن دم
- در آن لحظه، همان موقع
- داشتش
- او را میدانست، او را به شمار میآورد
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.