پڑھیے› دفتر ۵› اسی طرح جبری کو جواب اور اختیار کو ثابت کرنے اور امر و نہی کی صحت کے بیان میں ایک حکایت، اور اس بات کے بیان میں کہ جبری کا عذر کسی ملت میں اور کسی دین میں قابل قبول نہیں اور اس کام کی سزا سے نجات کا باعث نہیں جو اس نے کیا ہے، جیسا کہ ابلیس جبری نے یہ کہہ کر نجات نہیں پائی کہ بما اغویتنی (جس طرح تو نے مجھے گمراہ کیا)۔ اور تھوڑا بہت کی دلیل دیتا ہے۔› بیت ۳۰۹۸
M5:3098 — چون نهای رنجور سر را بر مبند / اختیارت هست بر سبلت مخند
M5:3098
معنی و شرح · به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI
تا زمانی که توانایی و اختیار داری، به دروغ وانمود نکن که مجبوری و کاری از دستت برنمیآید. با این کار، در واقع خود و تواناییهایت را مسخره میکنی.
این بیت در میانهٔ بحثی طولانی دربارهٔ اختیار و جبر آمده است. مولانا در اینجا به کسانی پاسخ میدهد که گناهان و کوتاهیهای خود را به تقدیر و مشیت الهی نسبت میدهند و خود را مجبور و بیاختیار میدانند.
مولانا این ادعای جبر را به تظاهر به بیماری تشبیه میکند. همانطور که بستن سر در حالی که شخص سالم است، یک فریبکاری آشکار است، ادعای مجبور بودن نیز در حالی که انسان در درون خود قدرت انتخاب و اختیار را حس میکند، فریبی بیش نیست. این کار نوعی خودفریبی و به سخره گرفتن کرامتی است که خداوند با اعطای اختیار به انسان بخشیده است.
مصراع دوم، «اختیارت هست بر سبلت مخند»، با یک اصطلاح عامیانه و قوی، این مفهوم را بیان میکند. «بر سبیلت خندیدن» کنایه از مسخره کردن خود و بیهوده جلوه دادن تواناییهای خویش است. مولانا میگوید انکار اختیار، خندیدن به ریش خود است، زیرا هر انسانی در وجدان خود میداند که در بسیاری از امور، قدرت گزینش دارد. این بیت دعوتی است به پذیرش مسئولیت اعمال و دست برداشتن از بهانههایی که انسان را از رشد و کمال باز میدارد.
- رنجور
- بیمار، ناخوش
- بر مبند
- نبند، بانداژ نکن
- سبلت
- سبیل، موی پشت لب بالا
- بر سبلت مخند
- کنایه از مسخره کردن خود، خود را بازیچه قرار دادن
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.