پڑھیے› دفتر ۵› اسی طرح جبری کو جواب اور اختیار کو ثابت کرنے اور امر و نہی کی صحت کے بیان میں ایک حکایت، اور اس بات کے بیان میں کہ جبری کا عذر کسی ملت میں اور کسی دین میں قابل قبول نہیں اور اس کام کی سزا سے نجات کا باعث نہیں جو اس نے کیا ہے، جیسا کہ ابلیس جبری نے یہ کہہ کر نجات نہیں پائی کہ بما اغویتنی (جس طرح تو نے مجھے گمراہ کیا)۔ اور تھوڑا بہت کی دلیل دیتا ہے۔› بیت ۳۱۰۰
M5:3100 — آنگه آن می را بود کل اختیار / تو شوی معذور مطلق مستوار
M5:3100
معنی و شرح · به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI
وقتی از شراب معرفت الهی سرمست شوی، اختیار تو در ارادهٔ حق محو میشود و از آن پس، هر کاری کنی، به حساب تو نوشته نمیشود زیرا فاعل حقیقی دیگر تو نیستی.
این بیت در میانهٔ بحث پیچیدهٔ جبر و اختیار قرار دارد. مولانا پس از تأکید بر وجود اختیار و مسئولیت انسان، راهی را برای فراتر رفتن از این اختیار محدود نشان میدهد. او میگوید انسان باید با تلاش و کوشش (اختیار) خود را به «جام حق» برساند. وقتی از آن شراب معنوی نوشید و مست شد، دیگر ارادهٔ شخصی و نفسانی او حاکم نیست، بلکه ارادهٔ الهی همچون شرابی مستکننده، وجود او را تسخیر میکند.
در این حالت «بیخودی» و «فنا»، فرد از مسئولیت فردی مبرا میشود، همانطور که قانون، فرد مست را مسئول اعمالش نمیداند. اما این مستی با مستی از شراب انگور تفاوت بنیادین دارد. مستِ حق، جز کار درست و نیکو (عدل و صواب) انجام نمیدهد، زیرا ارادهٔ او، ارادهٔ خداوند شده است. بنابراین، این «جبر» نه جبری منفعلانه و از روی تنبلی، بلکه مقامی عرفانی است که در اوجِ به کار بستنِ اختیار به دست میآید.
- می
- در اینجا: استعاره از معرفت و عشق الهی که انسان را از خود بیخود میکند.
- کل اختیار
- تمام اراده، قدرت انتخاب کامل.
- معذور مطلق
- کاملاً بخشیده شده، کسی که هیچ مسئولیتی بر عهدهاش نیست.
- مستوار
- مانند شخص مست.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.