پڑھیے دفتر ۶ ہود علیہ السلام کا معجزہ اپنی امت کے مومنوں کو ہوا کے نازل ہوتے وقت بچانے میں بیت ۲۲۱۱

M6:2211 — چون نبیند اصل ترسش را عیون / ترس دارد از خیال گونه‌گون

چون نبیند اصل ترسش را عیونترس دارد از خیال گونه‌گون
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:2211

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون چشمان، ریشه‌ی اصلی ترس را نمی‌بیند، از خیال‌ها و پندارهای گوناگون می‌ترسد. معنا: این بیت می‌گوید وقتی انسان علت حقیقیِ هراس‌های خود را درنمی‌یابد، ناچار به پندارهای نادرست و اسباب ظاهری چنگ می‌زند و از آن‌ها می‌ترسد.

شرح

این بیت، از نظر من، شاهدی گویاست بر ژرفای بینش مولانا در باب معرفت‌شناسی و روان‌شناسی، حتی فراتر از زمانه خود. مولانا در اینجا به یک خطای بنیادین شناختی اشاره می‌کند: انسان چون به «اصل» و ریشه‌ی حقیقی ترس‌ها و اضطراب‌هایش وقوف پیدا نمی‌کند، ناچار به «خیال» روی می‌آورد؛ یعنی به پدیده‌هایی که صرفاً «مقارن» و همراه با ترس‌اند، نه «علت» آن. تصور کنید، همان‌طور که مولانا خود در ادامه مثال می‌زند، یک انسان نابینا مورد ضربه لگد یک مست بی‌ادب قرار می‌گیرد. این نابینا، قادر به دیدن ضارب نیست، اما در همان لحظه، صدای شتری را می‌شنود. او به دلیل نادیدن و صرفاً اتکا به گوش خود، دچار خطای شناختی می‌شود و صدای شتر را به لگد خوردن ربط می‌دهد. او «اصل ترس» (ضارب واقعی) را نمی‌بیند و از «خیال گونه‌گون» (شتر) می‌ترسد و آن را علت می‌پندارد. این همان خطای «مقارنت» با «علیت» است؛ پدیده‌ای که فیلسوفان علم و منطق، قرن‌ها بعد به کاوش آن پرداختند. مولانا در واقع این نکته‌ی ارسطویی را بسط می‌دهد که «من فقد حساً فقد فقد علماً»؛ یعنی هر کس حسی را از دست بدهد، بابی از علم بر او بسته می‌شود. انسان نابینا، چشم ندارد، پس گوشش آیینه او می‌شود. در این آینه، تنها صداها منعکس می‌شوند و او بسیاری از علل صامت را به کلی از محاسبات خود حذف می‌کند. این نکته، نه فقط در مورد نابینای جسمی، بلکه در مورد نابینایی‌های معرفتی ما نیز صادق است. ما در بسیاری از موارد، به دلیل محدودیت حواس، پیش‌داوری‌ها، یا حتی سادگی تحلیل، به جای کشف علت اصلی، به معلول‌های مقارن چنگ می‌زنیم. این خطای ذهنی، در علوم طبیعی هم مشاهده می‌شود؛ مثلاً کسی که برق و رعد را ببیند و برق را علت رعد بپندارد، در حالی که هر دو معلول یک پدیده بزرگ‌تر (تخلیه الکتریکی ابرها) هستند. یا مثال غدد تیروئید و پاراتیروئید که تا پیش از کشف پاراتیروئید، بسیاری از بیماری‌ها به تیروئید نسبت داده می‌شد. اما این خطا در حوزه‌های انسانی، روان‌شناختی و اجتماعی به مراتب پیچیده‌تر و گمراه‌کننده‌تر است. در عالم انسان، با نیت‌ها، لایه‌های متعدد وجود، و پیچیدگی‌های تعاملات روبرو هستیم که تشخیص علت اصلی از مقارنات، دشوار و گاه ناممکن می‌شود. مارکسیست‌ها کوشیدند عوامل طبقاتی را علت اصلی تحولات اجتماعی بدانند، یا انقلاب‌شناسانی چون اسکاشپول، به دنبال ترکیبی از علل (ناآرامی‌ها همراه با ضعف دولت مرکزی) بودند. مولانا اما با یک بیت، این حقیقت بنیادین را برملا می‌کند: تا وقتی «اصل» را ندیده‌ایم، از سایه‌ها خواهیم ترسید و خطا خواهیم کرد. این بیان، عمق و دقت نظر یک عارف را در کاوش زوایای پنهان ذهن بشر نشان می‌دهد.

نکات کلیدی

  • عدم درک «اصل ترس»، انسان را به توهمات و پندارهای غلط می‌کشاند.
  • مولانا به خطای شناختی «مقارنت به جای علیت» اشاره می‌کند که در علوم نیز کاربرد دارد.
  • نقص حواس یا بینش (مانند نابینایی) می‌تواند منجر به اشتباه در تشخیص علت حقیقی شود.
  • این خطای معرفتی در امور انسانی و اجتماعی، به دلیل پیچیدگی آن‌ها، بسیار خطرناک‌تر است.
  • بصیرت عارفانه مولانا، به عمق مسائل معرفت‌شناسی و روان‌شناسی جدید می‌رسد.

Sources: d6-s51 · 27:04:00 d6-s51 · 30:35:00 d6-s51 · 33:16:00

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.