پڑھیے دفتر ۶ تین مسافروں، ایک مسلمان، ایک عیسائی اور ایک یہودی کا قصہ، اور انہیں منزل پر کھانا ملا تو عیسائی اور یہودی سیر تھے، انہوں نے کہا اسے کل کھائیں گے، مسلمان روزہ دار تھا بھوکا رہا کیونکہ وہ مغلوب تھا بیت ۲۴۵۱

M6:2451 — چه خبر داری ز ختم عمر او / تا بگردانی ازو یک‌باره رو

چه خبر داری ز ختم عمر اوتا بگردانی ازو یک‌باره رو
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:2451

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چه اطلاعی داری از سرانجام عمر او، که یکباره روی خود را از او برگردانی؟ معنا: هیچ‌کس از پایان زندگی و سرنوشت نهایی دیگری خبر ندارد، پس روا نیست که بر اساس ظواهر، کسی را یکسره طرد کرده یا از رحمت الهی محروم پنداریم.

شرح

این بیت، چکیدهٔ پیامی بس سترگ و بنیادین است که مولانا در پایان داستان شگفت‌انگیز سه مسافر — مسلمان، ترسا و جهود — و پس از روایت خواب حیرت‌انگیز یهودی، به ما می‌آموزد. او از زبان شخصیتی یهودی سخن می‌گوید که در خواب، معراج‌گونه‌ای به کوه طور را تجربه کرده و شاهد تجلیات الهی و وحدت انبیا بوده است. این خواب، او را به معرفتی عمیق دربارهٔ «وحی» و «تجلی» رهنمون می‌شود که حتی از ورای قالب‌های متعارف دینی فراتر می‌رود. مولانا با نقل چنین تجربه‌ای از یک «جهود»، در واقع بساط پیش‌داوری‌ها را برمی‌چیند و راه را برای حکمتی جهان‌شمول باز می‌کند.

باری، در پی این داستان، مولانا صریحاً می‌فرماید: «بس جهودی کاخرش محمود بود / هیچ کافر را به خواری منگرید / که مسلمان مردنش باشد امید». این بیت مورد بحث، دقیقاً بسط و توضیح همین نگاه است. او از ما می‌پرسد: «چه خبر داری ز ختم عمر او؟» مگر ما غیب‌دانیم و از عاقبت کار دیگران باخبریم که این‌چنین به‌راحتی از کسی روی برمی‌گردانیم؟ این سؤالی است که پرده از نادانی و غرور ما در مقام قضاوت‌کننده برمی‌دارد. مولانا با این پرسش، پلورالیسم نجات را به اوج خود می‌رساند. این، البته، با پلورالیسم حقیقت متفاوت است؛ ما نمی‌توانیم بگوییم همهٔ حقایق یکسان‌اند، زیرا حقیقت واحد است. اما می‌توانیم و باید بپذیریم که مسیرهای نجات و رستگاری، متعددند و خداوند بر اساس نیت‌ها و جوهرهٔ وجودی افراد داوری می‌کند، نه صرفاً برچسب‌ها و ظواهر دینی‌شان. یک یهودی می‌تواند «محمود» باشد، یعنی سرانجامی پسندیده داشته باشد، و یک «کافر» می‌تواند «مسلمان» بمیرد؛ نه به معنای تغییر مذهب ظاهری، بلکه به معنای تسلیم حقیقی به امر الهی که در وجودش تحقق یافته است.

این آموزه به ما یادآور می‌شود که هر انسانی، فارغ از ظاهر و مذهب و موقعیتش، پتانسیل تحول و گام نهادن در مسیر حقیقت را دارد. ما نمی‌دانیم در خلوت دل‌ها چه می‌گذرد و در لحظهٔ واپسین، چه عشقی ممکن است در جان کسی شعله‌ور شود. بنابراین، هرگونه تحقیر و خواری‌انگاری و روی برگرداندن از دیگران، برآمده از جهل ما نسبت به سرنوشت آنهاست و با جوهر شفقت و عشق عرفانی مولانا در تضاد است. این درس، ما را به تواضع در برابر سرنوشت پنهان انسان‌ها و نیز به گشودگی دل برای دیدن نور الهی در هر وجودی فرا می‌خواند. همان‌طور که خداوند خود را از پشت پردهٔ جسم و ماده پنهان کرده و «لن ترانی» می‌گوید، سرنوشت باطنی انسان‌ها نیز از دید ما پنهان است و تنها شایستهٔ احترام و عدم قضاوت است.

نکات کلیدی

  • عدم قضاوت: از روی ظواهر، سرنوشت و عاقبت هیچ‌کس را قضاوت نکنید.
  • پلورالیسم نجات: رستگاری، فراتر از برچسب‌های ظاهری دینی است و راه‌های متعددی دارد.
  • اهمیت نیت: خداوند بر اساس نیت خالص و جوهرهٔ وجودی افراد داوری می‌کند.
  • تحول درونی: هر انسانی پتانسیل تحول روحی و رسیدن به «عاقبت محمود» را دارد.
  • تواضع معرفتی: ما از غیب و باطن امور بی‌خبریم، پس سزاوار است که فروتن باشیم.

Sources: d6-s56 · 00:34:40 d6-s56 · 00:35:10 d6-s56 · 00:28:38 d6-s56 · 00:27:15

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.