پڑھیے دفتر ۶ کتاب الموطد الکریم کی تکمیل بیت ۲۶

M6:26 — در قران این جهان با آن جهان / این جهان از شرم می‌گردد جِهان

در قران این جهان با آن جهاناین جهان از شرم می‌گردد جِهان
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:26

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هنگامی که این جهان مادی را با آن جهانِ غیب و معنا قرین کنیم، این جهان از فرط شرمساری (از حقارت نسبی خود) تکان می‌خورد و به لرزه درمی‌آید. معنا: مولانا در این بیت به تفاوت بنیادین میان عالم ناسوت و عالم لاهوت اشاره می‌کند؛ این جهان از شدت خجلت و شرمندگی، وقتی در قیاس با عظمت جهان غیب قرار می‌گیرد، بی‌قرار و بی‌تاب می‌شود.

شرح

مولانا اینجا یک نکتهٔ عمیق هستی‌شناختی را بیان می‌کند که همواره مد نظر اوست: تفاوت بنیادین میان هستی‌های محدود و متناهی این جهان با هستی نامتناهی و بی‌کران جهان غیب. «قران» در این بیت به معنای قرین کردن، کنار هم نهادن و مقایسه است، نه کتاب مقدس. یعنی زمانی که شما این دو ساحت وجود را، این جهانِ طبیعت و آن جهانِ معنا و لاهوت را، در کفهٔ ترازو می‌نهید، چه روی می‌دهد؟

واژهٔ کلیدی این بیت، «جِهان» است، که به صورت فعل می‌جهد و تکان می‌خورد و بر خود می‌لرزد، نه «جهان» به معنای دنیا. این جهانِ مادی، وقتی در کنار عظمت آن جهان غیبی قرار می‌گیرد، از فرط شرمندگی و خجلت بر خود می‌جهد. این شرم، از آن جهت است که در این قیاس، ماهیتِ خسیس و خوار خود را در برابرِ عظمتِ بی‌منتهای دیگری در می‌یابد. درست مثل آن دریایِ جود و وجود الهی که وقتی نامش با دیگر دریاهای متناهی برده می‌شود، آن دریاها از فرط خجلت تلخ‌کام می‌شوند، اینجا هم همین قیاس جاری است: «که قرین شد نام اعظم با اقل».

من قبلاً هم به این نکته اشاره کرده‌ام که از دیدگاه مولانا، هستی دارای مراتبی است. آنچه در این جهان می‌بینیم، خواه قهر الهی و خواه لطف او (مانند سرکه و انگبین که باید با هم آمیخته شوند)، همه در جای خود حکمتی دارند و بخشی از تدبیر الهی‌اند. هر «خار»ی در این عالم، «قضای آتش» است و هر «بوی گلی» قوت دماغ سرخوشان. اما این به معنای هم‌ترازی با آن جهان نیست. آنجا مقام دیگری است، مقامی که این جهان در برابرش، جز «خس» و «اخس» نیست: «این عبارت تنگ و قاصر رتبت است / ورنه خس را با اخس چه نسبت است؟» این سخن من هم حتی، کلامی قاصر و نارساست در بیان این عظمت. از این روست که این جهان را با آن جهان نسبتی نیست؛ این یکی در برابر آن دیگری، در نهایتِ حقارت قرار می‌گیرد.

این نگرش مولانا، ما را از نگاه‌های سطح‌بینانه برحذر می‌دارد. یعنی اگرچه ما در این جهان زندگی می‌کنیم و باید به تدبیر امور آن بپردازیم، اما نباید لحظه‌ای فراموش کنیم که این جهان، جز یک «جزیره» در «دریای معنوی» نیست. این شرمساریِ «این جهان»، تذکری است به هر سالک که اصالت و حقیقت را در جای دیگری بجوید، نه در این عالم پر از صورت و حجاب. این شرم، نشانهٔ ادراک تفاوتِ کیفیِ بی‌کرانی است که میان وجود مطلق و ممکنات وجود دارد.

نکات کلیدی

  • این جهان مادی، در قیاس با جهان غیب، از حقارت خود شرمسار می‌شود.
  • واژهٔ «جهان» در مصراع دوم، فعل «می‌جهد» و به معنای لرزیدن و تکان خوردن است.
  • اصل وجود و کمال، در آن جهانِ غیب است و این جهان تنها سایه‌ای از آن.
  • مولانا به تفاوت‌های کیفی بنیادین میان ساحت‌های هستی تأکید دارد؛ نه فقط تفاوت کمی.
  • این بیت تلنگری است برای سالک که حقیقت را فراتر از نمودهای مادی جستجو کند.

Sources: d6-s01 · 00:55:19 d6-s01 · 00:58:30

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.