پڑھیے دفتر ۶ کتاب الموطد الکریم کی تکمیل بیت ۲۹

M6:29 — پس خریدارست هر یک را جدا / اندرین بازار یفعل ما یشا

پس خریدارست هر یک را جدااندرین بازار یفعل ما یشا
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:29

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پس خداوند در این بازار که هرچه بخواهد می‌کند، هر یک از این اجزا و پدیده‌ها را جداگانه خریدار است (و برایش جایگاهی قرار داده). معنا: مولانا می‌گوید که در بازار آفرینش، خداوند برای هر جزء از عالم، حتی آنچه به چشم ما بی‌ارزش می‌آید، غایت و کارکردی خاص نهاده است و خود، خریدار و ناظر بر آن است.

شرح

این بیت یکی از وجوه عمیق جهان‌بینی مولانا را پیش چشم می‌آورد: تدبیر مطلق و طراحی دقیق و حکیمانه‌ای که بر تمامی آفرینش حاکم است. من در سخنرانی‌هایم بارها بر این نکته تأکید کرده‌ام که مولانا جهان را کج یا ناقص نمی‌بیند، بلکه آن را سراسر کمال و تدبیر می‌انگارد و این بیت، تجلی همین دیدگاه است. لفظ «بازار یفعل ما یشا» خود، کلیدی برای فهم این بینش است؛ این بازار، عرصهٔ ارادهٔ مطلق الهی است، مکانی که هیچ چیز در آن بی‌حساب و کتاب یا خارج از حکمت نیست. تعبیر قرآنی «یفعل ما یشا» (آنچه می‌خواهد می‌کند) اگرچه بر قدرت نامحدود خداوند دلالت دارد، اما در نظر مولانا، این قدرت با حکمتی بی‌نظیر و تدبیری بی‌بدیل همراه است. مولانا در ادامه برای فهم این مدعا مثال‌هایی می‌آورد که فهم ما را از جایگاه هر جزء در نظام هستی عمق می‌بخشد: «نقل خارستان قضای آتش است / بوی گل قوت دماغ سرخوش است». خار که در نگاه اول ممکن است بی‌فایده و آزاردهنده به نظر آید، غذای آتش است و در نظام گستردهٔ هستی، وظیفه‌ای دارد. از سوی دیگر، بوی خوش گل، قوت و غذای جان‌های باصفا و سرخوش است. این مثال‌ها نشان می‌دهند که هر پدیده، چه در ظاهر «خار» باشد و چه «گل»، در جایگاه خود معنادار، ضروری و خریدار دارد. یا در مثال دیگری: «گر پلیدان این پلیدی‌ها کنند / آب‌ها بر پاک کردن می‌تنند». یعنی اگر پلیدی و آلودگی هست، نیروی پاک‌کننده نیز برای زدودن آن وجود دارد. این تنها یک تدبیر اخلاقی یا اجتماعی نیست، بلکه یک قانون کیهانی و سازنده است. آب‌ها برای تطهیر می‌کوشند، نه از سر جبر، بلکه از سر نقشی حیاتی که در نظام هستی بر عهده دارند و به این وظیفه می‌بالند. مهم‌تر از همه، مولانا به تقابل «زهر» و «تریاق» اشاره می‌کند: «زهرها هرچند زهری می‌کنند / زود تریاقاتشان برمی‌کنند». این سخن، پرده از یک اصل عمیق‌تر برمی‌دارد: طبیعت این جهان بر اساس «تضاد» بنا شده است. من پیشتر بارها گفته‌ام که مولانا عالم اسفل یا جهان طبیعت را متصف به دو ویژگی ذاتی «تعدد» و «تضاد» می‌داند که در عالم بالا جایی ندارند. وجود اضداد، به معنای عدم کمال یا نقص در آفرینش نیست؛ بلکه این تضادها، از جنگ میان خیر و شر گرفته تا تقابل ذاتی اجزای عالم، عامل پویایی، حرکت و نهایتاً فانی‌شوندگی این جهان‌اند. هر زهر خود پادزهری دارد و هر نقصانی، کمالی را در پی دارد. این دیدگاه، اساس تفاوت جهان‌بینی مولانا با فلسفه‌هایی چون هگل است؛ تضاد در نگاه مولانا نه یک موتور پیش‌برندهٔ تاریخ، بلکه جنبه‌ای از ساختار هستی است که به ماهیت فانی و گذرا اما در عین حال پویا و معنادار این عالم شکل می‌دهد. از این روست که در این جهان، «هم خیر و هم شر، هر دو خریدار دارند» و خداوند برای هر دو، جایگاهی در این بازار بی‌همتای هستی تعیین کرده است. این تلقی، نه تنها از شکایت می‌پرهیزد، بلکه آن را اساساً بی‌معنا می‌خواند. اگر جهان را چنین کامل و حکیمانه ببینیم، جایی برای گله و اعتراض نیست؛ بلکه باید به کارکرد هر چیز در جای خود نگریست و تسلیم حکمت حاکم بر آن شد.

نکات کلیدی

  • جهان، بازاری است که در آن اراده و تدبیر مطلق الهی حاکم است (یفعل ما یشا).
  • هر جزء از هستی، حتی آنچه بی‌ارزش به نظر می‌رسد، در نظام آفرینش جایگاه و کارکردی ویژه دارد.
  • وجود پلیدی‌ها، زهرها و نقصان‌ها در عالم، با نیروی پاک‌کننده و پادزهر و کمال متوازن شده است.
  • این جهان بر پایهٔ تضادها و اضداد بنا شده است، که نه نقص، بلکه عین حکمت و عامل پویایی عالم اسفل است.
  • جهان‌بینی مولانا، اساساً جایی برای شکایت باقی نمی‌گذارد، بلکه تسلیم در برابر حکمت الهی را می‌طلبد.

Sources: d6-s01 · 00:58:30 d6-s01 · 01:01:12 s05 [00:40:00]

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.