پڑھیے دفتر ۶ اس غریب کا محتسب کی وفات سے باخبر ہونا اور مخلوق پر اعتماد اور مخلوق کی عطا پر بھروسہ کرنے سے استغفار کرنا اور اللہ کی نعمتوں کو یاد کرنا اور اپنے جرم سے اللہ کی طرف رجوع کرنا ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ بیت ۳۱۵۲

M6:3152 — چونک قبح خویش دیدی ای حسن / اندر آیینه بر آیینه مزن

چونک قبح خویش دیدی ای حسناندر آیینه بر آیینه مزن
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:3152

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای که خود را زیبا می‌پنداری، چون عیب خویش را در آینهٔ دیگری دیدی، دیگر بر آن آینه (که عیب تو را بازتابانده) ضربه مزن. معنا: این بیت دربارهٔ تمایل انسان به فرافکنی عیوب خود بر دیگران است و به ما می‌آموزد که به‌جای سرزنش و مقابله با آینه (دیگران)، خویشتن را اصلاح کنیم.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پیش و پس از آن، یکی از ژرف‌ترین آموزه‌های روان‌شناختی خود را به میان می‌کشد که از داستانی جذاب آغاز می‌شود: داستان شیر و خرگوش. شیر در چاه به نبرد با «دشمنِ» خود می‌رود و در واقع با عکس خویش می‌جنگد. این تمثیلی است برای ما آدمیان.

من معتقدم، و بی‌تردید، مولانا در اینجا در حال روان‌کاوی نفس انسانی است. ما عادت داریم عیب‌ها و ضعف‌های خود را بر دیگری فرافکنی کنیم. اگرچه در ظاهر با فردی دیگر نزاع می‌کنیم، اما ریشه‌یابی نشان می‌دهد که غالباً با سایه‌ای از خویشتنِ خویش در ستیزیم. این پدیده، که در علم جدید «فرافکنی» نام گرفته، به‌خوبی در این بیت مولانا تصویر شده است.

«چونک قبح خویش دیدی ای حسن»؛ ببینید، مخاطب را «حسن» خطاب می‌کند، یعنی ای کسی که خود را خوب و زیبا می‌پنداری. این خود حاوی کنایه‌ای عمیق است: تو خود را بی‌عیب می‌بینی، اما عیب‌هایت در دیگری بازتاب یافته است. دیگری صفحهٔ آینهٔ توست. آن‌گاه که عیبِ خود را در این آینه دیدی، «اندر آیینه بر آیینه مزن». یعنی به‌جای آنکه بر آینه (شخص دیگر) خشم بگیری یا آن را سرزنش کنی، به خود بازگرد. اگر می‌خواهی ریشهٔ کین‌توزی را خشک کنی، باید آن را در درون خودت خشک کنی، نه در دیگری.

مولانا ادامه می‌دهد که «خلق زشتت اندر او رویت نمود / که تو را او صفحهٔ آینه بود». این یعنی آنچه تو در دیگری ناپسند می‌یابی، غالباً تجلی خلقِ ناپسند خود توست. دیگری تنها روی تو را نشان داده است. این بسیار شبیه به همان است که حافظ می‌گوید: «عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت / که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت». با این تفاوت که مولانا گام را فراتر می‌نهد و می‌گوید آن گناهِ دیگری، اصلاً مال توست، از جنس جرم توست.

سپس مولانا به تمثیل ستاره و آب می‌پردازد: «می‌زند بر آب استاره‌ای سنی / خاک تو بر عکس اختر می‌زنی». اگر ستاره‌ای در آب منعکس شده و تو آن را نحس می‌پنداری و برای دفع نحسی آن، خاک در آب می‌ریزی، در واقع تنها عکس ستاره را پنهان کرده‌ای و ستارهٔ نحس همچنان در آسمان باقی است. راه علاج، رجوع به اصل است. این درس را من بارها تکرار کرده‌ام: به جای جنگیدن با «عکس»، باید به «اصل» رسید و آن را درمان کرد. این بیت و ابیات اطرافش همه یک پیام دارند: «اصل‌بینی پیشه کن ای کژنگر». باید از دید کژ و اعوجاج‌دار رها شد و به سرچشمه نگریست. به تعبیر افلاطونی، باید از سایه‌ها گذشت و به مُثُل رسید. آنچه ما در این عالم از قهر و مهر می‌بینیم، سایه‌ای از صفات الهی است و آنچه از نقص و کژی در دیگران می‌یابیم، پرتوی از جرم‌ها و نواقص وجودی خود ماست که در آینهٔ دیگران آشکار شده است.

نکات کلیدی

  • فرافکنی عیوب: اغلب عیب‌هایی که در دیگران می‌بینیم، بازتاب خود ماست و نه لزوماً ماهیت آنها.
  • دیگران آینه‌های ما: هر انسانی صفحه‌ای آینه است که خُلق و خوی ما را به خودمان نشان می‌دهد.
  • حمله به خود: سرزنش دیگران و مقابله با آنها، چون حمله به بازتاب خویش در آینه است و به خودمان آسیب می‌رساند.
  • اصلاح خویشتن: به‌جای جنگیدن با «عکس» (عیوب دیگران)، باید «اصل» (عیوب خود) را شناخت و اصلاح کرد.
  • بینش عمق‌نگر: لازم است از ظاهرِ «عکس» فراتر رفت و به «اصل‌بینی» پرداخت تا ریشه‌یابی واقعی انجام شود.

Sources: d6-s70 · 27:09:00 d6-s70 · 28:38:00 d6-s70 · 29:40:00 d6-s70 · 30:17:00 d6-s70 · 30:30:00 d6-s70 · 31:39:00

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.