پڑھیے دفتر ۶ پیر مرد کا پورے تبریز شہر میں اعلان کرنا اور تھوڑی سی چیز جمع ہونا اور اس غریب کا محتسب کی قبر کی زیارت کے لیے جانا اور یہ قصہ اس کی قبر پر نوحہ کی طرح کہنا وغیرہ بیت ۳۲۶۳

M6:3263 — ای غم ارزاق ما بر خاطرت / ای چو رزق عام احسان و برت

ای غم ارزاق ما بر خاطرتای چو رزق عام احسان و برت
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:3263

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای کسی که غم روزی و معیشت ما بر خاطرت بود، ای که احسان و نیکی‌ات چون رزق عمومی خداوند شامل حال همگان می‌شد.

معنا: این بیت، که در قالب مرثیه‌ای برای یک ولی‌نعمت سروده شده، فرد مورد نظر را به کسی تشبیه می‌کند که دغدغهٔ تأمین معاش همگان را داشت و بخشندگی‌اش بی‌هیچ تبعیضی، همچون روزی عام الهی، شامل همهٔ خلایق می‌شد.

شرح

این بیت در بطنِ یک مرثیه و سوگ‌نامه‌ای بلند برای بزرگ‌مردی فقید سروده شده است؛ سوگ‌نامه‌ای که مولانا آن را «نشید» می‌خواند. مخاطب این مرثیه، ولی‌نعمت و سالکی است که روح از جسمش پر کشیده، اما یاد و اثر وجودش همچنان مایهٔ برکت و امید است. مولانا در این بیت به وضوح به دو ویژگی برجستهٔ او اشاره می‌کند.

ابتدا می‌گوید: «ای غم ارزاق ما بر خاطرت.» این عبارت، از دغدغه‌مندی بی‌شائبهٔ آن بزرگوار برای روزی و معیشت دیگران حکایت می‌کند. او نه تنها غم خود، بلکه غم مردمان را، بویژه نیازمندان را، بر دل و اندیشه داشت. این یک صفت عالی است؛ فراتر از انانیت و خودپرستی، به دیگران می‌نگریست و نان و آب و نیازهایشان را از خاطر نمی‌برد.

اما اوج تمجید در مصراع دوم است: «ای چو رزق عام احسان و برت.» اینجا مولانا سخاوت و نیکوکاری (بر) آن ولی‌نعمت را به «رزق عام» الهی تشبیه می‌کند. می‌دانیم که روزی خداوند دوگونه است: «رزق عام» که شامل همهٔ موجودات می‌شود؛ نیک و بد، کافر و مؤمن، انسان و حیوان، بدون هیچ تبعیضی. همانند خورشید که به فرمودهٔ مولانا، «بر شاخ خشک و بر شاخ تر» می‌تابد. اما «رزق خاص» نیز هست که تنها نصیب خاصان و اولیای او می‌گردد و متناسب با استعداد و ظرفیت هر فرد است؛ شاخ تر از آفتاب، شکوفایی و میوه می‌گیرد، در حالی که شاخ خشک تنها گرمایی می‌ستاند. آن ولی‌نعمت نیز در بخشندگی، همچون رزق عام الهی عمل می‌کرد؛ احسانش فراگیر بود، نه فقط به دوستان و نزدیکانش، بلکه به تمامی اهل راه، به «ابناء السبیل» که در مسیر مانده بودند، بی‌آنکه انتظار خاصی داشته باشد. گویی رزق خود او، رزق خاص خداوند بود و بخشندگی او، تجلی رزق عام الهی در زمین. این اوج کرم و بلندی همت است که انسان، واسطهٔ فیضی عام باشد، بی‌هیچ تمایزی.

همین جاست که حافظ شیرین‌سخن نیز گوشزد می‌کند: «بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی / خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی.» این حکمت به ما می‌آموزد که هر کس باید به دنبال «روزی ننهاده»ٔ خود، یعنی استعداد و ظرفیت ویژهٔ خویش باشد؛ رزق خاص خود را بجوید، در حالی که از رزق عام الهی نیز بهره‌مند است و به دیگران چشم حسد و غبطه ندوزد. آن ولی‌نعمت، در حقیقت، خود را در مقام رزق‌دهندهٔ عام قرار داده بود و این مقامی بس بلند و ستودنی است.

نکات کلیدی

  • این بیت، ولی‌نعمت ازدست‌رفته را به نیکوکاری تشبیه می‌کند که غم روزی دیگران را بر دوش داشت.
  • احسان و بخشندگی این ولی‌نعمت با «رزق عام» الهی مقایسه شده است که بدون تبعیض شامل همه می‌شود.
  • مولانا دو نوع رزق را از هم متمایز می‌کند: «رزق عام» (فراگیر برای همه) و «رزق خاص» (متناسب با استعداد و ظرفیت هر فرد).
  • این ستایش بر اهمیت دغدغه‌مندی برای دیگران، گشاده‌دستی و بی‌طرفی در نیکوکاری تأکید دارد.
  • اشاره‌ای به حکمت حافظ در طلب «روزی ننهاده» و پرهیز از حسد در کسب روزی‌های خاص.

Sources: d6-s73 · 22:03:03 d6-s73 · 27:27:27

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.