پڑھیے دفتر ۶ پیر مرد کا پورے تبریز شہر میں اعلان کرنا اور تھوڑی سی چیز جمع ہونا اور اس غریب کا محتسب کی قبر کی زیارت کے لیے جانا اور یہ قصہ اس کی قبر پر نوحہ کی طرح کہنا وغیرہ بیت ۳۳۳۲

M6:3332 — خشم می‌آرد رضا را می‌برد / بخل می‌آرد سخا را می‌برد

خشم می‌آرد رضا را می‌بردبخل می‌آرد سخا را می‌برد
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:3332

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خشم، رضایت را می‌آورد و از میان برمی‌دارد؛ بخل، سخاوت را می‌آورد و از میان برمی‌دارد. معنا: یک یا دو جمله، توضیح کوتاه آنچه بیت می‌گوید برای خوانندهٔ ساده. این بیت به پویایی و تغییر دائمی احوال درونی انسان اشاره دارد، گویی صفات متضاد پیوسته جای یکدیگر را می‌گیرند و از بین می‌روند.

شرح

این بیت در قلبِ داستانی قرار دارد که در آن یک وامدار، به جای تقاضا از اهل دنیا، سرانجام رو به خداوند می‌آورد. مولانا در اینجا یک نکتهٔ عمیقِ الهیاتی و روان‌شناختی را گشوده می‌کند: اینکه ما انسان‌ها در اصل، نقاشی‌هایی در دست نقاش ازل هستیم. همان‌طور که خداوند در قرآن می‌فرماید: «یَمحُو اللهُ ما یشاءُ و یُثبِتُ و عِندَهُ اُمُّ الکتابِ» – خداوند هرچه را بخواهد محو می‌کند و هرچه را بخواهد اثبات می‌دارد و اصل کتاب نزد اوست. مولانا این حقیقت قرآنی را در وجود خود انسان‌ها متجلی می‌بیند.

اینکه یک لحظه در قبض و تنگنای روحی هستید و لحظه‌ای دیگر در بسط و گشایش؛ یک روز سرشار از لطف و مهربانی و آمادهٔ آغوش گشودن به روی جهان، و روز دیگر آن‌چنان در خود فرورفته که حتی تاب تحمل خویش را ندارید – این‌ها همه شواهدی است بر اینکه دفتر وجود و جان شما نیز لوحِ محو و اثبات است. خشم می‌آید و رضایت را می‌برد، بخل می‌آید و سخاوت را برمی‌دارد و جای آن را می‌گیرد. این تبادلات دائمی و گاه بی‌اختیار، نشان می‌دهد که ما فاعل مطلق احوال خود نیستیم. اگر اختیار همهٔ احوال به دست ما بود، بی‌تردید همیشه در اوج شادی و پرواز می‌بودیم. اما ما همچون پَری در طوفان، به این سو و آن سو کشانده می‌شویم؛ گویی طوفان‌هایی می‌وزد که ما را به هر جهتی که می‌خواهد می‌برد.

مولانا این مفهوم را با تمثیل‌های ملموس روشن می‌کند: آیا کوزه از خود پهن و دراز می‌شود؟ آیا چوب در دست درودگر خود به خود بریده و پیوند زده می‌شود تا صورتی جدید یابد؟ آیا جامه بدون خیاط دوخته یا دریده می‌شود؟ یا مَشک بدون سقّا پر یا خالی می‌گردد؟ بی‌تردید نه! همهٔ این‌ها «علت قابلی» هستند و نیازمند یک «فاعل» هستند که بر آن‌ها کار کند و صورتی جدید پدید آورد. ما نیز همچون آن کوزه، چوب، جامه و مَشک هستیم. «هر دمی پر می‌شوی، تهی می‌شوی / پس بدان که در کف صنع وِی‌ای». وجود ما بستری است که ارادهٔ الهی بر آن نقش می‌بندد و تغییرات را در آن ایجاد می‌کند.

اگر کسی به خود مراقب و هشیار باشد و غبار هوی و هوس درونش فرو نشسته باشد – «نبینی که هر جا چو برخاست گرد / نبیند نظر گرچه بیناست مرد» – می‌تواند این «دستکاری‌های ظریف خداوند» را در وجود خود ببیند. آن‌گاه به تدریج «قلق» خودش را به دست می‌آورد و می‌فهمد که آن بازیگر غیبی چگونه با او بازی می‌کند و به اکشن‌های او چه ری‌اکشن‌هایی نشان می‌دهد. این بینش، انسان را به توحید افعالی می‌رساند؛ نه از آن گونه که انسان را جبری و بی‌اختیار مطلق بداند، بلکه او را به این آگاهی می‌رساند که افعال و احوال او، با آنکه از او صادر می‌شود، در نهایت در گسترهٔ اراده و فعل خداوند جریان دارد. انسان در دستان آن «صانع» است و دائماً زیر و رو می‌شود تا به هر حالی که او می‌خواهد درآید. این کشمکش درونی، نه برای رنج، که برای بیداری و مشاهدهٔ دستِ پنهانِ «بازیگر» است.

نکات کلیدی

  • نوسان دائمی احوال درونی انسان (چون خشم و رضا، بخل و سخا) جلوه‌ای از اراده و فعل الهی است.
  • وجود انسان لوح "محو و اثبات" الهی است؛ صفات و حالات پیوسته در آن می‌آیند و می‌روند.
  • بسیاری از تغییرات روحی و اخلاقی ما به اختیار کامل خودمان نیست، بلکه طوفان‌هایی هستند که ما را می‌برند.
  • مولانا این بیت را در بستر توحید افعالی و بازیگری دست غیبی توضیح می‌دهد، نه جبر مطلق.
  • مشاهدهٔ دقیق و مراقبت از احوال درونی، انسان را به فهم قلق وجودی‌اش و درک دستکاری‌های ظریف الهی می‌رساند.
  • انسان در این دنیا، همچون مواد اولیهٔ یک صنعتگر (کوزه، چوب، جامه)، بستری برای فعل الهی است.

Sources: d6-s74 · 00:52:03 d6-s74 · 00:53:45 d6-s74 · 00:54:33 d6-s74 · 00:55:01 d6-s74 · 00:55:33 d6-s74 · 00:57:04 d6-s74 · 00:59:08

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.