پڑھیے دفتر ۶ اس بیان میں کہ یہ غرور صرف اس ہندو کو نہیں تھا بلکہ ہر انسان ایسے غرور میں مبتلا ہے ہر مرحلے میں سوائے اس کے جسے اللہ بچائے بیت ۳۴۹

M6:349 — بار دیگر سوخت هم واپس بجست / باز کردش حرص دل ناسی و مست

بار دیگر سوخت هم واپس بجستباز کردش حرص دل ناسی و مست
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:349

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دگربار سوخت و دوباره پس جهید؛ اما حرص دل که فراموشکار و سرمست بود، او را باز به سوی آتش کشاند. معنا: این بیت به بی‌ثباتی سالکان اشاره دارد که در مسیر خود بارها توبه می‌شکنند و به خاطر فراموشی و حرص، به سوی خطا بازمی‌گردند.

شرح

این بیت تصویری زنده و دردناک از وضعیت سالکانی است که در میانهٔ راهِ سلوک، هنوز به تصمیم قاطعی نرسیده‌اند و در نوسان دائمی میان توبه و شکستن آن گرفتارند. مولوی این وضعیت را با تمثیل پروانه و آتش بیان می‌کند، تمثیلی که در ادبیات عرفانی ما جایگاهی ریشه‌دار دارد. پروانه که به گمان نور به سوی آتش می‌رود و بال و پر می‌سوزاند، عقب می‌کشد و گریه سر می‌دهد، اما دیری نمی‌گذرد که حرص و فراموشی، او را دوباره به دام همان آتش می‌کشاند.

من بارها گفته‌ام که در سلوک، قدم صدق و ثبات راسخ ضروری است. افرادی که هنوز از قبیلهٔ ما نیستند و در مراحل ابتدایی هستند، دعاهایشان، خواهش‌هایشان، و حتی خطاها و ندامت‌هایشان بوی ناپختگی می‌دهد. این‌ها همان کسانی هستند که مولانا در داستان دقیقی در دفتر سوم می‌آورد؛ دقیقی که هنوز در نماز خویش برای غرق‌شدگان دعا می‌کند و هنوز شفقت آدمیان در او متجلی‌ست، نه بی‌نیازی و بی‌شفقت‌بودنِ الهی. این حالت پروانه، دقیقاً همان تذبذب و ناتمامی است.

پروانه به دور می‌بیند آتش را و آن را نور می‌انگارد. این خود نشانه‌ای از خطای ادراک است. همان‌طور که در عالم عرفان، بسیاری از ظاهرها فریبا هستند و نیازمند بصیرت برای تمییز حق از باطل. پروانه می‌سوزد و واپس می‌جهد، پشیمان می‌شود و ملح می‌ریزد، اما "حرص دل ناسی و مست" او را باز به سوی "نار" می‌کشاند. "ناسی" به معنای فراموشکار است و "مست" به معنای سرمست و بی‌خود. این فراموشی و سرمستی، همان حجاب‌هایی هستند که مانع از عبرت‌گیری می‌شوند. سالک می‌داند که این راه سوزان است، اما حرص و طمع لحظه‌ای، تجربهٔ گذشته و ندامت را از یادش می‌برد. این چرخه‌ای بی‌پایان است، مگر آنکه اراده‌ای آهنین و حافظه‌ای بیدار، این دور باطل را بشکند.

مراقب باشید، این حرصِ دل، نه فقط حرصِ دنیوی، که حرصِ نفسانی‌ست. حرصِ لذت‌جویی، حرصِ برتری، حرصِ حتی مکاشفات و کرامات که گاهی عارفان ناپخته را به وادی استدراج می‌کشاند. تا زمانی که دل از این حرص‌ها پاک نشود، و از این فراموشی ناسی رها نگردد، پروانه همچنان در دور باطل سوختن و گریختن و بازگشتن باقی خواهد ماند. سرانجام، اگر این پروانه به عقل و حافظه برسد، تازه آتش را «ده می‌دهد» و می‌شناسد. این خود نشان می‌دهد که راه شناخت، راه تجربه است و نه صرفاً استدلال.

نکات کلیدی

  • بی‌ثباتی در سلوک معنوی: این بیت نوسان بین توبه و شکستن آن را به تصویر می‌کشد.
  • تمثیل پروانه و آتش: رفت و برگشت پروانه به سوی آتش نمادی از غلبه حرص و فراموشی بر عقل است.
  • نقش حرص و فراموشی: حرص دل و ناسی بودن مانع اصلی عبرت‌گیری از تجربه‌های دردناک است.
  • قدم صدق و ثبات: برای پیشرفت در سلوک، نیاز به تصمیم قاطع و پایداری در عمل است.
  • خطای ادراک: پروانه آتش را نور می‌بیند؛ این نشان می‌دهد که ظواهر فریبا می‌توانند به خطا و سوختن منجر شوند.
  • شناخت از طریق تجربه: رسیدن به درک واقعی از ماهیت آتش (یا خطا) نیازمند تکرار تجربه و بیداری حافظه است.

Sources: d6-s09 · 00:10:17 d6-s09 · 00:10:39 d6-s09 · 00:11:06

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.