پڑھیے دفتر ۶ خواجہ کا خواب میں اس پیر مرد کو دوست کے قرض کے وجوہات بتانا جو آیا تھا اور اس چاندی کی دفن کی جگہ بتانا اور وارثوں کو پیغام دینا کہ ہرگز اسے زیادہ نہ سمجھیں اور کچھ بھی واپس نہ لیں اور اگر وہ اسے قبول نہ کرے یا کچھ قبول نہ کرے تو وہیں چھوڑ دیں تاکہ جو چاہے لے لے کیونکہ میں نے اللہ سے نذریں مانی ہیں کہ اس چاندی سے مجھ تک اور میرے متعلقین تک ایک حَبہ بھی واپس نہ آئے وغیرہ بیت ۳۵۴۵

M6:3545 — ور بگوید او نخواهم این فره / گو بگیر و هر که را خواهی بده

ور بگوید او نخواهم این فرهگو بگیر و هر که را خواهی بده
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:3545

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: و اگر آن [وامدار] بگوید من این همه فراوانی را نمی‌خواهم، [به او] بگو بگیر و به هر که می‌خواهی بده. معنا: این بیت بر بخشش بی‌قید و شرط و ابدی مال تأکید می‌کند؛ حتی اگر گیرنده نپذیرد، نباید به دهنده بازگردد، بلکه باید به دیگران بخشیده شود.

شرح

در این بیت، مولانا داستانی را روایت می‌کند که آموزه‌های عمیقی دربارهٔ جود و بخشش و بی‌چشم‌داشت بودن آن در بر دارد. ما در اینجا با وصیت عجیب و غریب مردی ثروتمند روبه‌رو هستیم که در خواب به پایمردی، راهنمایی می‌دهد تا ثروتی را که به امانت نهاده، به دست وامدار نیازمندی برساند. نکتهٔ کانونی اینجاست که این بخشش مطلق و بی‌بازگشت است.

آن مرد درگذشته تصریح می‌کند که نذرها کرده با خداوند که یک ذره از آن مال به او و خانواده‌اش بازنگردد. این از آنجا پیداست که وقتی وامدارِ غریب می‌گوید: «نخواهم این فره»—یعنی این همه فراوانی و مال را نمی‌خواهم—پایمرد مأمور است که به او بگوید: «گو بگیر و هر که را خواهی بده». این فرمان نشان می‌دهد که دیگر مالکیت آن مال از صاحب اصلی سلب شده و به هیچ وجه نباید به او بازگردد. حتی اگر گیرندهٔ اصلی آن را نخواهد، حق بازگشت به دهنده را ندارد؛ باید به دیگران، به مستحقان، برسد.

مولانا در ادامهٔ این روایت، این معنا را با تمثیل‌هایی محکم می‌کند. می‌گوید: «زانچه دادم باز نستانم نقیر / سوی پستان باز ناید هیچ شیر». "نقیر" به معنای چیزی بسیار ناچیز و بی‌مقدار است، مانند فرورفتگی کوچک پشت هستهٔ خرما. یعنی حتی به اندازهٔ یک خرده هم باز پس نمی‌گیرم. و "شیر از پستان دوشیده" که دیگر به پستان بازنمی‌گردد، تمثیل روشنی است از عطایی که دیگر ملک صاحب آن نیست و راه برگشت ندارد.

از این هم فراتر، مولانا به یک حدیث نبوی اشاره می‌کند که از عمق اخلاقی این نوع بخشش پرده برمی‌دارد: «مسترد نحله بالقول رسول / گشته باشد همچو سگ غیرآکول». حدیث شریف می‌فرماید: «العائد فی هبته کالکلب یعود فی قیئه»، یعنی کسی که عطای خود را باز پس گیرد، مانند سگی است که به استفراغ خود بازمی‌گردد. این تعبیر بسیار قاطع و شدید، نشان از قبح اخلاقی بازپس‌گیری هبه دارد. هرچند که در فقه—چنان که خود من بارها گفته‌ام—بازپس‌گیری هبه در شرایطی (تا زمانی که هبه‌گیرنده در آن تصرفی نکرده باشد) جایز دانسته شده است، اما مولانا از منظر اخلاقی و عرفانی به مسئله می‌نگرد و چنین کاری را مذموم و ناپسند می‌شمارد.

پیام این بیت و داستانش روشن است: بخشش راستین، مطلق و بی‌بازگشت است. آن مال از دایرهٔ ملکیت فرد خارج می‌شود و حتی روح او نیز دیگر حقی بر آن ندارد. اگر گیرنده آن را نپذیرد، باید به دیگران داده شود تا به مستحقان برسد. این بیانگر اوج بی‌تعلق بودن به مال دنیا و سخاوت کامل است که در مکتب عرفانی مولانا بسیار ارج نهاده می‌شود. این یک نوع زکات معنوی است که در آن حتی اگر کسی از قبول آن ابا ورزد، باز هم نباید به خزینهٔ اصلی بازگردد، بلکه باید در مسیر خیر و مستحقان به جریان افتد. این یعنی گره از کار فرو بستگان گشودن حتی به اکراه خودشان.

نکات کلیدی

  • بخشش راستین بی‌قید و شرط و ابدی است؛ حتی اگر گیرنده نخواهد، به دهنده بازنمی‌گردد.
  • مالی که بخشیده شد، مالکیتش از فرد سلب می‌شود و دیگر نباید به او تعلق گیرد.
  • حدیث نبوی، بازپس‌گیری هبه را شدیداً نکوهش می‌کند و آن را به کاری ناپسند مانند می‌کند.
  • این بیت تاکید بر تفوق اخلاق و عرفان بر قواعد صرفاً فقهی در باب بخشش دارد.
  • هدف اصلی، گره‌گشایی از نیازمندان است، حتی اگر خودشان در پذیرش آن تردید داشته باشند.

Sources: d6-s78 · 46:00 d6-s78 · 47:22 d6-s78 · 49:00 d6-s78 · 59:20

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.