پڑھیے دفتر ۶ شہزادوں کا بادشاہ کو رخصت کرنے کے بعد باپ کی سلطنتوں کی طرف روانہ ہونا اور بادشاہ کا رخصت کرتے وقت وصیت کو دہرانا وغیرہ بیت ۳۶۶۳

M6:3663 — لیک استثنا و تسبیح خدا / ز اعتماد خود بد از ایشان جدا

لیک استثنا و تسبیح خداز اعتماد خود بد از ایشان جدا
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:3663

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ولی گفتن «ان‌شاءالله» و ستایش خداوند، از اعتمادِ نابجای آن‌ها (پزشکان) به خودشان جدا بود. معنا: این بیت اشاره دارد به اینکه پزشکان (در داستان مربوطه) به جای تکیه بر خود، باید به خواست و تدبیر الهی اعتماد می‌کردند و با گفتن «ان‌شاءالله» و تسبیح خدا، خود را از غرور و اعتماد به نفس کاذب رها می‌ساختند.

شرح

این بیت، که در سیاق داستان پادشاه و کنیزک و حکیمان می‌آید، نکته‌ای بس عمیق را در باب جهان‌بینی مولوی و نسبت انسان با تدبیر الهی بر ما مکشوف می‌کند. می‌فرماید: «لیک استثنا و تسبیح خدا / ز اعتماد خود بُد از ایشان جدا». این «استثنا» همان «ان‌شاءالله» گفتن است که مولانا در همین داستان در جای دیگر به آن اشاره می‌کند: «ترک استثنا مرادم قسوتی‌ست / نه همین گفتن که عارض حالتی‌ست». منظور این نیست که صرفاً کلمه‌ای بر زبان آورده شود؛ بلکه مراد، حالتی از تسلیم و فروتنی در دل است. استثنا یعنی تصدیق کردن اینکه ارادهٔ ما بر همهٔ اسباب و علل عالم احاطه ندارد و نتیجهٔ کار ما ممکن است آن‌طور که ما می‌خواهیم نباشد.

این نگرش، یک جهان‌بینی متعالی را به ما می‌آموزد. نخست اینکه ناظری بر کل عالم هست و دوم اینکه ما بر همه اسباب و علل محیط نیستیم و نباید چنین تصور کنیم که همین که مقدمات کاری را چیدیم، لزوماً به نتیجه مطلوب می‌رسیم. قصه اما از این نیز فراتر می‌رود؛ همهٔ این اسباب و علل به فرمان کسی دیگر می‌چرخند و عمل می‌کنند. سررشتهٔ امور به دست اوست: «در این پرده یک رشته بیکار نیست / سر رشته بر کس پدیدار نیست». این همان نکته‌ای است که مولا علی (ع) در نهج‌البلاغه، در نامه‌ای به عثمان بن حنیف، با آگاهی کامل به آن اشاره می‌کند: «یَمیناً اَستَثنی فیها بِمَشیئَةِ الله لَاَروُضَنَّ نَفسی». یعنی قسم می‌خورم، اما در این قسم هم به یاد دارم که «ان‌شاءالله» و مشیت الهی در کار است. این اعتراف به حضور تدبیر غیبی، طبیبان مغرور را از اعتماد به نفسِ کاذب خود جدا می‌ساخت.

این بیت همچنین حاوی یک نکتهٔ روش‌شناختی نادر از مولوی است: «ذکر استثنا و حزم ملتوی / گفته شد در ابتدای مثنوی». مولوی معمولاً به عقب برنمی‌گردد و مثل سیل همیشه رو به جلو حرکت می‌کند. این از خصلت‌های سخنوری ارتجالی اوست که اندیشه‌ها را همان لحظه می‌سرود و تهذیب و ویرایش بعدی را بر آن روا نمی‌داشت. این «سیل‌گونگی» در آفرینش، برخلاف هنرمندی صیقل‌گرای حافظ، نشان از آن دارد که مولوی در پی «کهنه‌فروشی» نبود، بلکه «نوفروشی» می‌کرد. لذا این ارجاع او به ابتدای مثنوی بسیار کم‌سابقه است.

اما چرا مولوی این نکته را دوباره بیان می‌کند؟ چون این تمام حرف اوست. او می‌گوید: «صد کتاب ار هست جز یک باب نیست / صد جهت را قصد جز محراب نیست». او در مثنوی فقط یک کالا می‌فروشد: «مثنوی ما دکان وحدت است / غیر وحدت هرچه بینی آن بت است». اگر فهمی از مثنوی، به وحدت منتهی نشود، آن فهم بت‌پرستی است. این کثرت ابیات و قصه‌ها، ظاهری است که باطنی واحد دارد. این وحدت، چیزی نیست جز عشق: «آفرین کی بر عشق کل اوستاد / صد هزاران ذره را داد اتحاد». عشق، پراکندگی ضمیر آدمی را جمع می‌کند و به او وحدت می‌بخشد. حتی اگر در بازار بزاز، یک میله آهنی برای اندازه گرفتن پارچه هست، آن میله جزئی از کالاهای فروشی نیست، بلکه وسیله‌ای برای خدمت به کالای اصلی است. همین‌طور، «استثنا و تسبیح خدا» و فروتنی در برابر ارادهٔ الهی، راهی است برای رسیدن به آن «وحدت» نهایی که مقصود اصلی مولوی در کل مثنوی است.

نکات کلیدی

  • «استثنا» (ان‌شاءالله گفتن) نه صرفاً کلمه، بلکه حالتی از تسلیم و فروتنی قلبی است.
  • جهان دارای ناظری برتر است؛ ما بر همه اسباب عالم محیط نیستیم و باید به تدبیر غیبی اعتماد کنیم.
  • ریشهٔ اعتماد به نفس کاذب، غفلت از ارادهٔ برتر و سررشتهٔ پنهان امور است.
  • مولانا کم‌سابقه به «ابتدای مثنوی» ارجاع می‌دهد، که نشانگر اهمیت این جهان‌بینی بنیادی در کل اثر اوست.
  • مثنوی «دکان وحدت» است و همهٔ قصه‌ها و ابیات آن، از جمله این توصیه به «استثنا و تسبیح»، در خدمت هدف یگانهٔ وحدت‌بخشی عشق الهی است.

Sources: d6-s81 · 26:52:00 d6-s81 · 29:10:00 d6-s81 · 33:23:00

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.