پڑھیے دفتر ۶ پرندے کا شکاری سے رہبانیت کے بارے میں مناظرہ اور اس رہبانیت کے معنی میں جس سے مصطفیٰ علیہ السلام نے اپنی امت کو منع کیا تھا کہ لَا رَهْبَانِيَّةَ فِي الْإِسْلَامِ (اسلام میں رہبانیت نہیں ہے) بیت ۵۱۳

M6:513 — با غلیظی خر ز یاران ای فقیر / در نشاط آید شود قوت‌پذیر

با غلیظی خر ز یاران ای فقیردر نشاط آید شود قوت‌پذیر
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:513

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای فقیر، حتی خر، با همهٔ خامی و درشتی‌اش، از همراهی یاران خود به نشاط می‌آید و قوت می‌گیرد.

معنا: این بیت بر اهمیت بی‌بدیل هم‌نشینی و یاری در مسیر معنوی تأکید دارد، حتی برای موجوداتی که ظاهراً فاقد لطافت و درک عمیق‌اند. مولانا می‌گوید که شادمانی و توان، محصول پیوستن به جمع و دوری از تنهایی است.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پیش و پس از آن، یک حقیقت بنیادین را گوشزد می‌کند که به باور من، از کلیدی‌ترین تعالیم مثنوی است: اهمیت بی‌چون‌وچرای جمعیت، همراهی و هم‌دلی در مسیر معنوی. او به شکلی حیرت‌انگیز، از پایین‌ترین مرتبهٔ حیوانی مثال می‌آورد تا حجّت را بر ما تمام کند. می‌فرماید: «با غلیظی خر ز یاران ای فقیر / در نشاط آید شود قوت‌پذیر».

واژهٔ «غلیظ» در اینجا بسیار پرمعناست. غلیظ در مقابل لطیف قرار می‌گیرد؛ یعنی خشن، بی‌ظرافت، کم‌درک و حتی شاید کندذهن. مولانا می‌گوید که حتی چنین موجودی، یعنی خر، با تمام این ویژگی‌های نشنجیده، همین که با یاران خود، با رمه و گلهٔ خویش همراه می‌شود، در او نشاطی پیدا می‌شود و نیرویی می‌گیرد که به تنهایی هرگز به دست نمی‌آورد. این سخن، فراتر از یک مشاهدهٔ سطحی است؛ یک قاعدهٔ هستی‌شناسانه را بیان می‌کند.

من بارها گفته‌ام که مولانا با ترهّب و انزوا و عزلت، آن هم از نوع مطلقش، میانه‌ای ندارد. اگرچه تنهایی ممکن است انسان را از آسیب‌ها و گرگ‌ها در امان بدارد—چنان‌که در ابیات قبلی مثنوی می‌آید که «گیرم آن گرگت نیابد ز احتیاط / بی ز جمعیت نیابی آن نشاط»—اما این محافظت صرفاً به معنای عدم زیان است، نه کسب سود و نشاط. برای پیشرفت، برای رسیدن به حال و هوای مطلوب، برای چشیدن شادی‌های درونی، باید با جمع همراه بود.

مولانا ادامه می‌دهد که خر تنها، در راه بیابان، چقدر کاهلی می‌کند و چقدر چوب و سیخ می‌خورد تا همان مسیری را طی کند که اگر با یاران بود، به راحتی و نشاط طی می‌کرد. درسی که از این تمثیل غلیظ می‌آموزیم این است که اگر حتی حیوانی با این سطح از درک و لطافت نیاز به جمع دارد، پس انسان، آن هم انسانی که در مسیر سلوک و معرفت است، چگونه می‌تواند بدون هم‌دلی و همراهی، به نشاطی برسد که او را قوت بخشد؟ اینجاست که می‌گوید: «مر تو را می‌گوید آن خر خوش شنو / گر نه‌ای خر همچنین تنها مرو.» خر با زبان حال به ما می‌گوید که از تنهایی پرهیز کن، وگرنه تو نیز به همان کندی و مشقت دچار می‌شوی.

به همین دلیل است که حتی پیامبران، با وجود اتصال مستقیم به وحی و قدرت‌های فراطبیعی، هرگز تنها به مقصد نرسیدند. مولانا به درستی اشاره می‌کند: «هر نبیی اندر این راه درست / معجزه بنمود و همراهان بجست.» معجزه نه برای اثبات صدق، که برای جمع کردن یاران و قهر دشمنان بود. این خود گواه است بر این که رهرو راه حق، حتی در عالی‌ترین مراتب، محتاج حضور و هم‌دلی دیگران است. حرکت جمعی، سرعت و قوت صدچندان به مسیر می‌بخشد و نشاطی می‌آفریند که تنهایی از آن بی‌بهره است.

نکات کلیدی

  • نشاط و قوت حقیقی، حتی برای موجودات کم‌درک، در گرو همراهی و جمعیت است.
  • مولانا با تمثیل «خر غلیظ»، بر ضرورت مطلق جمعیت برای سلوک معنوی تأکید می‌کند.
  • تنهایی، حتی اگر از آسیب‌ها محافظت کند، به معنای پیشرفت و کسب نشاط نیست.
  • سفر معنوی به تنهایی، با مشقت و کندی همراه است و به مقصد مطلوب نمی‌رساند.
  • حتی پیامبران نیز برای رسیدن به اهداف خود و پیشبرد رسالت، به جمع‌آوری همراهان نیاز داشتند.

Sources: d6-s12 · 00:13:50

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.