پڑھیے دفتر ۶ پرندے کا شکاری سے رہبانیت کے بارے میں مناظرہ اور اس رہبانیت کے معنی میں جس سے مصطفیٰ علیہ السلام نے اپنی امت کو منع کیا تھا کہ لَا رَهْبَانِيَّةَ فِي الْإِسْلَامِ (اسلام میں رہبانیت نہیں ہے) بیت ۵۳۸

M6:538 — نح علی قبل موتی واغتفر / لا تنح لی بعد موتی واصطبر

نح علی قبل موتی واغتفرلا تنح لی بعد موتی واصطبر
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:538

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پیش از مرگم بر من نوحه کن و خاک بر سر ریز؛ پس از مرگم نوحه مکن، بلکه شکیبایی پیشه کن. معنا: این بیت تأکید می‌کند که باید در زمان حیات و پیش از فوت، به کسی توجه کرد و حال او را دریافت؛ نوحه‌سرایی و افسوس پس از مرگ بی‌فایده و دیر است.

شرح

این بیت، از نظر من، دعوتی است قاطع به پیش‌بینی و اقدام بهنگام. مولانا در اینجا به صراحت می‌گوید که به جای حسرت و افسوس پس از وقوع حادثه، باید در زمانِ حضور و حیات به موضوع پرداخت. این بیت را باید در سیاق داستان‌هایی چون «مرغ و حیله‌های شرعی» خواند؛ آن مرغی که پس از افتادن در دام، به تلاوت سوره‌های قرآنی چون یاسین و انعام مشغول می‌شود، اما مولانا می‌گوید که این کار دیگر سودی ندارد، زیرا فرصت از دست رفته است. او با ضرب‌المثل مشهور «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد» و «پیش از خرابی بصره» گویی دارد همین نکته را گوشزد می‌کند.

من این بیت را بازتاب همان اندیشه‌ای می‌دانم که در غزلیات خود مولانا نیز مشهود است؛ آنجا که می‌گوید:

چو بر قبرم بخواهی بوسه دادن رخم را بوسه ده اکنون همانیم

این یعنی: اکنون مرا دریاب، اکنون به من توجه کن، نه آنکه بگذاری گرد مرگ بر من بنشیند و آنگاه به پای قبرم ناله کنی. این نه تنها دربارهٔ رابطهٔ میان انسان‌هاست، بلکه پیامی فراگیرتر دربارهٔ درایت و هوشمندی در مدیریت زندگی است. تأکید مولانا بر «اکنون» و «این دم» در سراسر مثنوی و دیوان شمس جاری است. او، برخلاف بسیاری، شیفتهٔ یادِ گذشته نیست و به حسرت خوردن «دریغا» نمی‌گوید. این بیت نیز جزئی از همان نظام فکری است: فریادرس طلبیدن، یاسین خواندن، خاک بر سر ریختن، همه باید در لحظهٔ نیاز و پیش از آنکه کار از کار بگذرد اتفاق بیفتد.

من این را شبیه به داستان پاسبان بی‌خیالی می‌دانم که کاروان مورد دستبرد قرار می‌گیرد و او تازه بعد از رفتن دزدان شروع به چوبک‌زدن و «هی‌های» می‌کند. مولانا با طعنه می‌پرسد که «پس چه می‌کردی؟» وقتی که دزدان شمشیر به او نشان دادند، خاموش ماند و حالا که رفته‌اند، هرچه می‌خواهد فریاد می‌زند. این بیت دقیقا همین معنا را حمل می‌کند: آن فریادها و نوحه‌ها که بعد از هلاکت و هجران بلند می‌شود، بی‌اثر است. باید در زمانه‌ای که هنوز فرصت وصل یا اصلاح هست، اقدام کرد و گرنه پس از طوفان، گریه سودمند نخواهد بود.

نکات کلیدی

  • به وضعیت فرد در زمان حیات او توجه کنید؛ نوحه‌سرایی پس از مرگ بی‌فایده است.
  • ضرورت اقدام بهنگام و پیش‌بینی، پیش از آنکه فرصت از دست برود.
  • حسرت و افسوس پس از وقوع حادثه، نشانه‌ای از عدم درایت در زمان حضور است.
  • مولانا بر «اکنون» تأکید دارد: فریادرس طلبیدن و چاره‌جویی باید در لحظهٔ نیاز باشد.
  • این بیت نقدی است بر آنانی که وظیفه و مسئولیت خود را به تعویق می‌اندازند و پس از آن به ماتم می‌نشینند.

Sources: d6-s12 · 00:32:00 d6-s12 · 00:35:25 d6-s12 · 02:05:04

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.