پڑھیے دفتر ۶ مخمور ترک امیر کا صبح کے وقت مطرب کو بلانا اور اس حدیث کی تفسیر کہ اِنَّ لِلّٰهِ تَعَالَى شَرَابًا اَعَدَّهُ لِاَوْلِيَائِهِ اِذَا شَرِبُوا سَكِرُوا وَ اِذَا سَكِرُوا طَابُوا الی آخر الحدیث (اللہ تعالیٰ کا ایک ایسا مشروب ہے جو اس نے اپنے اولیاء کے لیے تیار کیا ہے، جب وہ اسے پیتے ہیں تو مست ہو جاتے ہیں اور جب مست ہو جاتے ہیں تو پاک ہو جاتے ہیں حدیث کے آخر تک)۔ شراب رازوں کے مٹکے میں اسی لیے جوش مارتی ہے تاکہ ہر مجرد شخص اسے پئے، اللہ تعالیٰ نے فرمایا اِنَّ الْاَبْرَارَ یَشْرَبُوْنَ (بے شک نیک لوگ پئیں گے)۔ یہ شراب جو تم پیتے ہو حرام ہے، ہم حلال کے سوا کوئی شراب نہیں پیتے، کوشش کرو کہ تم نیستی سے ہستی میں آؤ اور خدا کی شراب سے مست ہو جاؤ بیت ۶۴۵

M6:645 — مطرب ایشان را سوی مستی کشید / باز مستی از دم مطرب چشید

مطرب ایشان را سوی مستی کشیدباز مستی از دم مطرب چشید
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:645

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مطرب (نوازندهٔ معنوی) ایشان را به سوی مستی کشاند، و باز، آن مستیِ (درونیِ حاصل) از دم (نفس و نوای) مطرب چشید. معنا: این بیت به رابطهٔ دوجانبه و سیال میان مرشد (مطرب) و سالک (مست) اشاره دارد: گاه مطرب سبب‌ساز مستی می‌شود و گاه مستیِ از پیش موجود، سالک را به سوی دم مطرب می‌کشاند تا او را به مرتبه‌ای بالاتر رهنمون شود.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پس از آن، به حقیقتِ مستی و نقش مطرب می‌پردازد؛ حقیقتی که بسی فراتر از مستی‌های جسمانی و مطرب‌های مادی است. او در اینجا دو دسته از طالبانِ مستی و معرفت را معرفی می‌کند. یک دسته کسانی هستند که از طریقِ مطرب، یعنی راهبر و مرشد، به سوی مستی و طربِ جان کشیده می‌شوند. اینان همانند کسانی‌اند که در پیِ جرعه‌ای شراب، به مطرب روی می‌آورند تا طرب و شادمانی درونی بیابند. این مطرب جسم نیست، بلکه مطرب جان است؛ همچون یک فیلسوف که با افشای حقیقتی، آدمی را مست می‌کند، یا لبخند بودا پس از روشن‌شدگی که مستیِ درونیِ او را نمایان می‌سازد و هزاران نفر را تا امروز مست کرده است.

اما دستهٔ دوم کسانی هستند که پیش از آنکه مطربْ ایشان را بکشد، خودشان از پیش مست‌اند. این مستیِ از پیش موجود، سبب می‌شود که ایشان طلبِ مطرب کنند. یعنی مستیِ خودشان ایشان را به سوی مطرب می‌کشاند تا از «دمِ» او، از نَفَسِ روحانی و سازِ معنوی‌اش، مزه‌ای دیگر و کمالی نو بچشند. این نه از سرِ نیاز به آغازِ مستی، بلکه از سرِ نیاز به عمق‌بخشیدن و جهت‌دادن به مستیِ موجود است. مولانا می‌فرماید: «نقل و قوت و قوت مست آن بود». می‌دانید که در باده‌گساری، نقل (خوراک همراه شراب) را با می می‌خورند تا از تلخی آن بکاهد و لذت آن را مضاعف کند. در اینجا «دم مطرب» برای مستان، حکمِ همان نقل را دارد؛ غذایی است برای روحِ از پیش مست، تا مستی‌اش نه تنها حفظ شود، بلکه قوت یابد و از قوّتی به قوّت دیگر رسد.

من این نکته را بارها یادآور شده‌ام که مستی، تنها محصولِ شراب نیست. در شعر حافظ می‌بینیم که می‌گوید: «من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت»، یا سعدی که می‌گوید: «مرا بگذار تا حیران بمانم چشم بر ساقی». این‌ها نشان می‌دهد که سرچشمه‌های مستی، فراوان و متنوع‌اند و بسیاری از آن‌ها ربطی به شراب جسمانی ندارند. مولانا نیز در اینجا در پیِ بیانِ همین تنوع است؛ اینکه چگونه روح، به طرق مختلف، می‌تواند به این طرب و وجد دست یابد.

از همین روست که مولانا در ابیات بعدی، به صراحت این دو نوع مستی را از هم تفکیک می‌کند: «آن شراب حق بدان مطرب برد / وین شراب تن از این مطرب چرد». شراب حق، مطرب حق را می‌طلبد و شراب تن، مطرب تن را. اگرچه هر دو را «مستی» می‌نامیم، اما تفاوت از زمین تا آسمان است. «اشتباهی هست لفظی در بیان / لیک خود کو آسمان تا ریسمان». این «اشتباه لفظی» همان هم‌نامیِ ظاهری است که معناهای باطنیِ متفاوت را در خود پنهان کرده است. جسم‌ها ظاهراً شبیه هم‌اند، اما باطنشان، همچون کوزه‌هایی‌اند که یکی پر از آب حیات و دیگری پر از زهر ممات است. «پس ز نقش لفظ‌های مثنوی / صورتی زال است و هادی معنوی». این تمایز دقیق، نشان می‌دهد که در عالمِ معنا، هیچ چیز آن‌گونه که به نظر می‌آید نیست و عقلِ ظاهراندیش، همواره در معرضِ مغالطهٔ اشتراک لفظ است. مطربِ حقیقی، مطربی است که نه فقط مستی می‌آفریند، که مستی را نیز تغذیه کرده و به کمال می‌رساند.

نکات کلیدی

  • مستی در مثنوی دو قسم است: مستی جسمانی (حیوانی) و مستی روحانی (انسانی/معرفتی).
  • رابطه مطرب (راهبر معنوی) و مستی (سالک) دوجانبه است: گاه مطرب عامل ایجاد مستی است و گاه مستیِ موجود، سالک را به سوی مطرب می‌کشاند تا او را به کمال برساند.
  • «دم مطرب» برای سالکانِ از پیش مست، حکم «نقل و قوت» را دارد؛ یعنی وسیله‌ای برای تغذیه، تعمیق و هدایت مستیِ درونی است.
  • مولانا میان «شراب حق» و «شراب تن»، و در نتیجه میان «مطرب حق» و «مطرب تن» تفکیک قائل است؛ هرچند از نظر لفظی هر دو «مستی» نامیده شوند.
  • بسیاری از خطاها در فهم معارف، ناشی از «اشتراک لفظی» است که ظاهر یکسان کلمات، باطنِ متفاوت آن‌ها را می‌پوشاند.
  • مطرب حقیقی آن است که نه تنها مستی را برمی‌انگیزد، بلکه آن را تغذیه کرده و در جهت کمال و معرفت پیش می‌برد.

Sources: d6-s15 · 00:18:21 d6-s15 · 00:23:32 d6-s15 · 00:27:24

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.