دیوانِ شمس غزل ۱۰۲۰ بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۲۰

  1. آن قلمی که نقش کرد چونک بدید نقش تو گفت که‌های گم شدم این ملکست یا بشر

G1020:4

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر·پسته لعل برگشا تا نشود گران شکر
  2. 2 ساقی روح چون توی کشتی نوح چون توی·تا که تهیست ساغرم خون چه پرست این جگر
  3. 3 طعنه زند مرا ز کین رو صنمی دگر گزین·در دو جهان یکی بگو کو صنمی کجا دگر
  4. 4 آن قلمی که نقش کرد چونک بدید نقش تو·گفت که‌های گم شدم این ملکست یا بشر
  5. 5 جان و جهان چرا چنین عیب و ملامتم کنی·در دل من درآ ببین هر نفسی یکی حشر
  6. 6 عشق بگوید الصلا مایده دو صد بلا·خشک لبی و چشم تر مایده بین ز خشک و تر
  7. 7 چونک چشیدی این دو را جلوه شود بتی تو را·شهره یکی ستاره‌ای بنده او دو صد قمر
  8. 8 فاش بگو که شمس دین خاصبک و شه یقین·در تبریز همچو دین اوست نهان و مشتهر

ganjoor: sh1020 · public domain