دیوانِ شمس› غزل ۱۰۲۷› بیت ۶ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۲۷
- ای چشم که پردردی در سایه او بنشین زنهار در این حالت در چهره او بنگر
G1027:6
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر·در قلعه بیخویشی بگریز هلا زوتر
- 2 تا کی ز شب زنگی بر عقل بود تنگی·شاهنشه صبح آمد زد بر سر او خنجر
- 3 گاو سیه شب را قربان سحر کردند·مؤذن پی این گوید کالله هو الاکبر
- 4 آورد برون گردون از زیر لگن شمعی·کز خجلت نور او بر چرخ نماند اختر
- 5 خورشید گر از اول بیمارصفت باشد·هم از دل خود گردد در هر نفسی خوشتر
- 6 ای چشم که پردردی در سایه او بنشین·زنهار در این حالت در چهره او بنگر
- 7 آن واعظ روشن دل کو ذره به رقص آرد·بس نور که بفشاند او از سر این منبر
- 8 شاباش زهی نوری بر کوری هر کوری·زان پس که بر آرد سر کور وی نپوشاند
- 9 شمس الحق تبریزی در آینه صافت·گر غیر خدا بینم باشم بتر از کافر
ganjoor: sh1027 · public domain