دیوانِ شمس› غزل ۱۱۰۵› بیت ۸ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۰۵
- رو به بالا میکنی یعنی خدا چشم بد را از جمالم دار دور
G1105:8
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 ای خیالت در دل من هر سحور·میخرامد همچو مه یک پاره نور
- 2 نقش خوبت در میان جان ما·آتش و شور افکند وانگه چه شور
- 3 آتشی کردی و گویی صبر کن·من ندانم صبر کردن در تنور
- 4 یاد داری کآمدی تو دوش مست·ماه بودی یا پری یا جان حور
- 5 آن سخنهایی که گفتی چون شکر·وان اشارتها که میکردی ز دور
- 6 دست بر لب میزدی یعنی که تو·از برای این دل من برمشور
- 7 دست بر لب مینهی یعنی که صبر·با لب لعلت کجا ماند صبور
- 8 رو به بالا میکنی یعنی خدا·چشم بد را از جمالم دار دور
- 9 ای تو پاک از نقشها وز روی تو·هر زمانی یوسفی اندر صدور
ganjoor: sh1105 · public domain