دیوانِ شمس غزل ۱۱۱۴ بیت ۸ → پچھلا

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۱۴

  1. هر کو بقا نیابد از شمس حق تبریز او هست در حقایق فانی و چیز دیگر

G1114:8

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر·ای آنک آن تو داری آنی و چیز دیگر
  2. 2 اسرار آسمان را و احوال این و آن را·از لوح نانبشته خوانی و چیز دیگر
  3. 3 هر دم ز خلق پرسی احوال عرش و کرسی·آن را و صد چنان را دانی و چیز دیگر
  4. 4 لعلیست بی‌نهایت در روشنی به غایت·آن لعل بی‌بها را کانی و چیز دیگر
  5. 5 حکمی که راند فرمان روز الست بر جان·آن جمله حکم‌ها را رانی و چیز دیگر
  6. 6 چشمی که دید آن رو گر عشق راند این سو·آن چشم نیست والله زانی و چیز دیگر
  7. 7 آن چشم احول آمد در گام اول آمد·کو گفت اولی را ثانی و چیز دیگر
  8. 8 هر کو بقا نیابد از شمس حق تبریز·او هست در حقایق فانی و چیز دیگر

ganjoor: sh1114 · public domain