دیوانِ شمس› غزل ۱۱۵› بیت ۱۲ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۵
- آن کاو قدم تو را زمین شد کی یاد کند ز آسمانها
G115:12
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 ای جان و قوام جمله جانها·پر بخش و روان کن روانها
- 2 با تو ز زیان چه باک داریم·ای سودکن همه زیانها
- 3 فریاد ز تیرهای غمزه·وز ابروهای چون کمانها
- 4 در لعل بتان شکر نهادی·بگشاده به طمع آن دهانها
- 5 ای داده به دست ما کلیدی·بگشاده بدان در جهانها
- 6 گر زانک نه در میان مایی·برجسته چراست این میانها
- 7 ور نیست شراب بینشانیت·پس شاهد چیست این نشانها
- 8 ور تو ز گمان ما برونی·پس زنده ز کیست این گمانها
- 9 ور تو ز جهان ما نهانی·پیدا ز که میشود نهانها
- 10 بگذار فسانههای دنیا·بیزار شدیم ما از آنها
- 11 جانی که فتاد در شکرریز·کی گنجد در دلش چنانها
- 12 آن کاو قدم تو را زمین شد·کی یاد کند ز آسمانها
- 13 بربند زبان ما به عصمت·ما را مفکن در این زبانها
ganjoor: sh115 · public domain