دیوانِ شمس› غزل ۱۲۰۰ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1200 · ۹ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۲۰۰
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1200:1 ساقی روحانیان روح شدم خیز خیزتا که ببینند خلق دبدبه رستخیز
- G1200:2 دوش مرا شاه خواند بر سر من حکم رانددر تن من خون نماند خون دل رز بریز
- G1200:3 با دل و جان یاغیم بیدل و جان میزیمباطن من صید شاه ظاهر من در گریز
- G1200:4 ای غم و اندیشه رو باده و بای غمستچونک بغرید شیر رو چو فرس خون بمیز
- G1200:5 کشته شوم هر دمی پیش تو جرجیس وارسر بنهادن ز من وز تو زدن تیغ تیز
- G1200:6 تشنه ترم من ز ریگ ترک سبو گیر و دیگبا جگر مرده ریگ ساقی جان در ستیز
- G1200:7 تا می دل خوردهام ترک جگر کردهامچونک روم در لحد زان قدحم کن جهیز
- G1200:8 ترک قدح کن بیار ساغر زفت ای نگارساغر خردم سبوست من چه کنم کفجلیز
- G1200:9 شمس حق و دین بتاب بر من و تبریزیانتا که ز تف تموز سوزد پرده حجیز
ganjoor: sh1200 · public domain