دیوانِ شمس غزل ۱۲۰۰ بیت ۲ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۰۰

  1. دوش مرا شاه خواند بر سر من حکم راند در تن من خون نماند خون دل رز بریز

G1200:2

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز·تا که ببینند خلق دبدبه رستخیز
  2. 2 دوش مرا شاه خواند بر سر من حکم راند·در تن من خون نماند خون دل رز بریز
  3. 3 با دل و جان یاغیم بی‌دل و جان می‌زیم·باطن من صید شاه ظاهر من در گریز
  4. 4 ای غم و اندیشه رو باده و بای غمست·چونک بغرید شیر رو چو فرس خون بمیز
  5. 5 کشته شوم هر دمی پیش تو جرجیس وار·سر بنهادن ز من وز تو زدن تیغ تیز
  6. 6 تشنه ترم من ز ریگ ترک سبو گیر و دیگ·با جگر مرده ریگ ساقی جان در ستیز
  7. 7 تا می دل خورده‌ام ترک جگر کرده‌ام·چونک روم در لحد زان قدحم کن جهیز
  8. 8 ترک قدح کن بیار ساغر زفت ای نگار·ساغر خردم سبوست من چه کنم کفجلیز
  9. 9 شمس حق و دین بتاب بر من و تبریزیان·تا که ز تف تموز سوزد پرده حجیز

ganjoor: sh1200 · public domain