دیوانِ شمس› غزل ۱۲۲۹ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1229 · ۷ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۲۲۹
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1229:1 زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدشبس مشک نهان دارد زنهار بشوریدش
- G1229:2 در شام دو زلف او صد صبح نهان بیشستهر لحظه و هر ساعت صد بار بشوریدش
- G1229:3 آن دولت عالم را وان جنت خرم راکز وی شکفد در جان گلزار بشوریدش
- G1229:4 آن باده همیجوشد وز خلق همیپوشدتا روی شود از وی خمار بشوریدش
- G1229:5 چشم و دل مریم شد روشن از آن خرمانخلیست از آن خرما پربار بشوریدش
- G1229:6 گم گشت دل مسکین اندر خم زلف اوباشد که بدید آید بسیار بشوریدش
- G1229:7 شمس الحق تبریزی در عشق مسیح آمدهر کس که از او دارد زنار بشوریدش
ganjoor: sh1229 · public domain