دیوانِ شمس› غزل ۱۲۲۸ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1228 · ۸ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۲۲۸
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1228:1 ای یوسفِ مهرویان! ای جاه و جمالت خوشای خسرو و ای شیرین! ای نقش و خیالت خوش
- G1228:2 ای چهرهٔ تو مهوش، آب است و در او آتشهم آتش تو نادر هم آب زلالت خوش
- G1228:3 ای صورت لطف حق نقش تو خوش است الحقای نقش تو روحانی، وی نور جلالت خوش
- G1228:4 ای مستی هوش آخر در مهر بجوش آخردر وصل بکوش آخر ای صبح وصالت خوش
- G1228:5 ای روز ز روی تو شب سایه موی توچون ماه برآ امشب ای طالع و فالت خوش
- G1228:6 گر لطف و وصال آری ور جور و محال آریآمیختهای با جان ای جور و محالت خوش
- G1228:7 دل گفت مرا روزی سالی گذرد زان مهجان گفت به گوشِ دل: کای دل! مه و سالت خوش
- G1228:8 تبریز بگو آخر با غمزهٔ شمسالدینکای فتنهٔ جادویان! ای سحر حلالت خوش
ganjoor: sh1228 · public domain