دیوانِ شمس غزل ۱۲۴۳ بیت ۸ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۴۳

  1. رخت‌ها را می‌کشاند جان مستان سوی تو می‌چشان و می‌کشان خوش می‌کشانی شاد باش

G1243:8

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش·اندرآ ای آب آب زندگانی شاد باش
  2. 2 گرت بیند زندگانی تا ابد باقی شود·ورت بیند مرده هم داند که جانی شاد باش
  3. 3 همچنین تو دم به دم آن جام باقی می‌رسان·تا شویم از دست و آن باقی تو دانی شاد باش
  4. 4 بر نشانه خاک ما اینک نشان زخم تو·ای نشانه شاد زی و ای نشانی شاد باش
  5. 5 ای هما کز سایه‌ات پر یافت کوه قاف نیز·ای همای خوش لقای آن جهانی شاد باش
  6. 6 هم ظریفی هم حریفی هم چراغی هم شراب·هم جهانی هم نهانی هم عیانی شاد باش
  7. 7 تحفه‌های آن جهانی می‌رسانی دم به دم·می‌رسان و می‌رسان خوش می‌رسانی شاد باش
  8. 8 رخت‌ها را می‌کشاند جان مستان سوی تو·می‌چشان و می‌کشان خوش می‌کشانی شاد باش
  9. 9 ای جهان را شاد کرده وی زمین را جمله گنج·تا زمین گوید تو را کای آسمانی شاد باش
  10. 10 گر سر خوبی بخارد دلبری در عهد تو·پرچمش آرند پیشت ارمغانی شاد باش
  11. 11 گوهر آدم به عالم شمس تبریزی توی·ای ز تو حیران شده بحر معانی شاد باش

ganjoor: sh1243 · public domain