دیوانِ شمس غزل ۱۲۴۴ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G1244 · ۷ اشعار

غزل شمارهٔ ۱۲۴۴

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G1244:1 ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باشدر جهان هر مرد و کاری مرد کار خویش باش
  2. G1244:2 هر یکی زین کاروان مر رخت خود را رهزنندخویشتن را پس نشان و پیش بار خویش باش
  3. G1244:3 حسن فانی می‌دهند و عشق فانی می‌خرندزین دو جوی خشک بگذر جویبار خویش باش
  4. G1244:4 می‌کشندت دست دست این دوستان تا نیستیدست دزد از دستشان و دستیار خویش باش
  5. G1244:5 این نگاران نقش پرده آن نگاران دلندپرده را بردار و دررو با نگار خویش باش
  6. G1244:6 با نگار خویش باش و خوب خوب اندیش باشاز دو عالم بیش باش و در دیار خویش باش
  7. G1244:7 رو مکن مستی از آن خمری کز او زاید غرورغره آن روی بین و هوشیار خویش باش

ganjoor: sh1244 · public domain