دیوانِ شمس› غزل ۱۲۶۳ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1263 · ۸ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۲۶۳
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1263:1 سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانشمستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش
- G1263:2 گه میفتد از این سو گه میفتد از آن سوآن کس که مست گردد خود این بود نشانش
- G1263:3 چشمش بلای مستان ما را از او مترسانمن مستم و نترسم از چوب شحنگانش
- G1263:4 ای عشق الله الله سرمست شد شهنشهبرجه بگیر زلفش درکش در این میانش
- G1263:5 اندیشهای که آید در دل ز یار گویدجان بر سرش فشانم پرزر کنم دهانش
- G1263:6 آن روی گلستانش وان بلبل بیانشوان شیوههاش یا رب تا با کیست آنش
- G1263:7 این صورتش بهانهست او نور آسمانستبگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانش
- G1263:8 دی را بهار بخشد شب را نهار بخشدپس این جهان مرده زندهست از آن جهانش
ganjoor: sh1263 · public domain