دیوانِ شمس› غزل ۱۲۶۵› بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۶۵
- آن روی همچو روزش وان رنگ دلفروزش وان لطف توبه سوزش وان خلق چون بهارش
G1265:4
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 آن مه که هست گردون گردان و بیقرارش·وان جان که هست این جان وین عقل مستعارش
- 2 هر لحظه اختیاری نو نو دهد به جانها·وین اختیارها را بشکسته اختیارش
- 3 من جسم و جان ندانم من این و آن ندانم·من در جهان ندانم جز چشم پرخمارش
- 4 آن روی همچو روزش وان رنگ دلفروزش·وان لطف توبه سوزش وان خلق چون بهارش
- 5 عشقش بلای توبه داده سزای توبه·آخر چه جای توبه با عشق توبه خوارش
- 6 چون دوست و دشمن او هستند رهزن او·ماییم و دامن او بگرفته استوارش
- 7 از عشق جام و دورش شاید کشید جورش·چون گوش دوست داری میبوس گوشوارش
- 8 من حلقههای زلفش از عشق میشمارم·ور نه کجا رسد کس در حد و در شمارش
- 9 لطفش همیشمارم دل با دم شمرده·جانیش بخش آخر ای کشته زار زارش
ganjoor: sh1265 · public domain