دیوانِ شمس غزل ۱۲۶۷ بیت ۶ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۶۷

  1. گر منکری گریزد از عشق نیست نادر کز آفتاب دارد پرهیز چشم اعمش

G1267:6

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 در عشق آتشینش آتش نخورده آتش·بی‌چهره خوش او در خوش هزار ناخوش
  2. 2 دل از تو شرحه شرحه بنشین کباب می‌خور·خون چون میست جوشان بنشین شراب می‌چش
  3. 3 گوشی کشد مرا می گوشی دگر کشد وی·ای دل در این کشاکش بنشین و باده می‌کش
  4. 4 هفت اخترند عامل در شش جهت ولیکن·ای عشق بردریدی این هفت را از آن شش
  5. 5 گاهی چو آفتابم سرمایه بخش صد مه·گه چون مهم گذاران در عشق یار مه وش
  6. 6 گر منکری گریزد از عشق نیست نادر·کز آفتاب دارد پرهیز چشم اعمش
  7. 7 صدغ الوفاء حقاء من فقدکم مشوش·وجه الولاء حقاء من عبرتی منقش
  8. 8 القلب لیس یلقی نادیک کیف یصبر·الاذن لیس یلقن حادیک کیف ینعش

ganjoor: sh1267 · public domain