دیوانِ شمس› غزل ۱۲۹۲› بیت ۳ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۹۲
- از کرم خواجه روا نیست این با همه خوش با من تنها ترش
G1292:3
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 آمد آن خواجه سیماترش·وان شکرش گشته چو سرکا ترش
- 2 با همگان روترش است ای عجب·یا که به بیرون خوش و با ما ترش؟
- 3 از کرم خواجه روا نیست این·با همه خوش با من تنها ترش
- 4 زین بگذشتیم دریغست و حیف·آن رخ خوشطلعت زیبا ترش
- 5 ای ز تو خندان شده هر جا حزین·وی ز تو شیرین شده هر جا ترش
- 6 شاد زمانی که نهان زیر لب·یار همیخندد و لالا ترش
- 7 گر ترشی این دم شرطی بنه·که نبُوَد روی تو فردا ترش
- 8 بهر خدا قاعدهٔ نو منه·هیچ بوَد قاعده حلوا ترش؟
- 9 این ترشی در چه و زندان بود·دید کسی باغ و تماشا ترش؟
- 10 یوسف خوبان چو به زندان بماند·هیچ نگشت آن گل رعنا ترش
- 11 تا به سخن آمد دیوار و در·کز چه نهای ای شه و مولا ترش؟
- 12 گفت اگر غرقه سرکا شوم·کی هلدم رحمت بالا ترش؟
- 13 مِی دهدم عشق و ندیمی کند·غرقه شود در می و صهبا ترش
- 14 دست فشان روح رود مست تا·میمنه که نیست بدان جا ترش
- 15 بس کن و در شهد و شکر غوطه خور·کهت نهلد فضل موفا ترش
ganjoor: sh1292 · public domain