دیوانِ شمس غزل ۱۲۹۹ بیت ۷ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۹۹

  1. گویند رازدان دل اسرار و راز غیب بی‌واسطه نگوید مر بنده را دروغ

G1299:7

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ·گویند صبح نبود شام تو را دروغ
  2. 2 گویند بهر عشق تو خود را چه می‌کشی·بعد از فنای جسم نباشد بقا دروغ
  3. 3 گویند اشک چشم تو در عشق بیهده‌ست·چون چشم بسته گشت نباشد لقا دروغ
  4. 4 گویند چون ز دور زمانه برون شدیم·زان سو روان نباشد این جان ما دروغ
  5. 5 گویند آن کسان که نرستند از خیال·جمله خیال بد قصص انبیا دروغ
  6. 6 گویند آن کسان که نرفتند راه راست·ره نیست بنده را به جناب خدا دروغ
  7. 7 گویند رازدان دل اسرار و راز غیب·بی‌واسطه نگوید مر بنده را دروغ
  8. 8 گویند بنده را نگشایند راز دل·وز لطف بنده را نبرد بر سما دروغ
  9. 9 گویند آن کسی که بود در سرشت خاک·با اهل آسمان نشود آشنا دروغ
  10. 10 گویند جان پاک از این آشیان خاک·با پر عشق برنپرد بر هوا دروغ
  11. 11 گویند ذره ذره بد و نیک خلق را·آن آفتاب حق نرساند جزا دروغ
  12. 12 خاموش کن ز گفت وگر گویدت کسی·جز حرف و صوت نیست سخن را ادا دروغ

ganjoor: sh1299 · public domain