دیوانِ شمس› غزل ۱۳۵۰ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1350 · ۱۰ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۳۵۰
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1350:1 چشم تو با چشم من هر دم بیقیل و قالدارد در درس عشق بحث و جواب و سؤال
- G1350:2 گاه کند لاغرم همچو لب ساغرمگاه کند فربهم تا نروم در جوال
- G1350:3 چون کشدم سوی طوی من بکشم گوش شیرچونک نهان کرد روی ناله کنم از شغال
- G1350:4 چون نگرم سوی نقش گوید ای بت پرستچشم نهم سوی مال او دهدم گوشمال
- G1350:5 گویمش ای آفتاب بر همه دلها بتابجمله جهان ذرهها نور خوشت را عیال
- G1350:6 سر بزن ای آفتاب از پس کوه سحابهر نظری را نما بیسخنی شرح حال
- G1350:7 بازمگیر آب پاک از جگر شوره خاکمنع مکن از جلال پرتو نور جلال
- G1350:8 جلوه چو شد نور ما آن ملک نورهانور شود جمله روح عقل شود بیعقال
- G1350:9 ای که میش خوردهای از چه تو پژمردهایباغ رخش دیدهای باز گشا پر و بال
- G1350:10 باز سرم گشت مست هیچ مگو دست دستباقی این بایدت رو شب و فردا تعال
ganjoor: sh1350 · public domain