دیوانِ شمس› غزل ۱۳۵۰› بیت ۲ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۵۰
- گاه کند لاغرم همچو لب ساغرم گاه کند فربهم تا نروم در جوال
G1350:2
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 چشم تو با چشم من هر دم بیقیل و قال·دارد در درس عشق بحث و جواب و سؤال
- 2 گاه کند لاغرم همچو لب ساغرم·گاه کند فربهم تا نروم در جوال
- 3 چون کشدم سوی طوی من بکشم گوش شیر·چونک نهان کرد روی ناله کنم از شغال
- 4 چون نگرم سوی نقش گوید ای بت پرست·چشم نهم سوی مال او دهدم گوشمال
- 5 گویمش ای آفتاب بر همه دلها بتاب·جمله جهان ذرهها نور خوشت را عیال
- 6 سر بزن ای آفتاب از پس کوه سحاب·هر نظری را نما بیسخنی شرح حال
- 7 بازمگیر آب پاک از جگر شوره خاک·منع مکن از جلال پرتو نور جلال
- 8 جلوه چو شد نور ما آن ملک نورها·نور شود جمله روح عقل شود بیعقال
- 9 ای که میش خوردهای از چه تو پژمردهای·باغ رخش دیدهای باز گشا پر و بال
- 10 باز سرم گشت مست هیچ مگو دست دست·باقی این بایدت رو شب و فردا تعال
ganjoor: sh1350 · public domain