دیوانِ شمس› غزل ۱۳۷۹› بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۷۹
- گفتم بیا شاد آمدی دادم بده داد آمدی گفتا بدید و داد من کز بهر این کار آمدم
G1379:4
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم·در چشم مست من نگر کز کوی خمار آمدم
- 2 سرمایه مستی منم هم دایه هستی منم·بالا منم پستی منم چون چرخ دوار آمدم
- 3 آنم کز آغاز آمدم با روح دمساز آمدم·برگشتم و بازآمدم بر نقطه پرگار آمدم
- 4 گفتم بیا شاد آمدی دادم بده داد آمدی·گفتا بدید و داد من کز بهر این کار آمدم
- 5 هم من مه و مهتاب تو هم گلشن و هم آب تو·چندین ره از اشتاب تو بیکفش و دستار آمدم
- 6 فرخنده نامی ای پسر گرچه که خامی ای پسر·تلخی مکن زیرا که من از لطف بسیار آمدم
- 7 خندان درآ تلخی بکش شاباش ای تلخی خوش·گلها دهم گرچه که من اول همه خار آمدم
- 8 گل سر برون کرد از درج کالصبر مفتاح الفرج·هر شاخ گوید لاحرج کز صبر دربار آمدم
ganjoor: sh1379 · public domain