دیوانِ شمس غزل ۱۳۸۳ بیت ۱۰ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۸۳

  1. هم کوه و هم عنقا توی هم عروه الوثقی توی هم آب و هم سقا توی هم باغ و سرو و سوسنم

G1383:10

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم·هر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم
  2. 2 هر جا خیال شه بود باغ و تماشاگه بود·در هر مقامی که روم بر عشرتی بر می تنم
  3. 3 درها اگر بسته شود زین خانقاه شش دری·آن ماه رو از لامکان سر درکند در روزنم
  4. 4 گوید سلام علیک هی آوردمت صد نقل و می·من شاهم و شاهنشهم پرده سپاهان می زنم
  5. 5 من آفتاب انورم خوش پرده‌ها را بردرم·من نوبهارم آمدم تا خارها را برکنم
  6. 6 هر کس که خواهد روز و شب عیش و تماشا و طرب·من قندها را لذتم بادام‌ها را روغنم
  7. 7 گویم سخن را بازگو مردی کرم ز آغاز گو·هین بی‌ملولی شرح کن من سخت کند و کودنم
  8. 8 گوید که آن گوش گران بهتر ز هوش دیگران·صد فضل دارد این بر آن کان جا هوا این جا منم
  9. 9 رو رو که صاحب دولتی جان حیات و عشرتی·رضوان و حور و جنتی زیرا گرفتی دامنم
  10. 10 هم کوه و هم عنقا توی هم عروه الوثقی توی·هم آب و هم سقا توی هم باغ و سرو و سوسنم
  11. 11 افلاک پیشت سر نهد املاک پیشت پر نهد·دل گویدت مومم تو را با دیگران چون آهنم

ganjoor: sh1383 · public domain