دیوانِ شمس غزل ۱۳۸۵ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G1385 · ۷ اشعار

غزل شمارهٔ ۱۳۸۵

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G1385:1 بس جهد می‌کردم که من آیینهٔ نیکی شومتو حکم می‌کردی که من خمخانهٔ سیکی شوم
  2. G1385:2 خمخانهٔ خاصان شدم، دریای غوّاصان شدمخورشید بی‌نقصان شدم تا طبّ تشکیکی شوم
  3. G1385:3 نقش ملایک ساختی، بر آب و گل افراختیدورم بدان انداختی کاکسیر نزدیکی شوم
  4. G1385:4 هاروتیی افروختی، پس جادویش آموختیزآنم چنین می‌سوختی تا شمع تاریکی شوم
  5. G1385:5 ترکی همه ترکی کند، تاجیک تاجیکی کندمن ساعتی ترکی شوم، یک لحظه تاجیکی شوم
  6. G1385:6 گه تاج سلطانان شوم، گه مکر شیطانان شومگه عقل چالاکی شوم، گه طفل چالیکی شوم
  7. G1385:7 خون روی را ریختم، با یوسفی آمیختمدر روی او سرخی شوم، در موش باریکی شوم

ganjoor: sh1385 · public domain