دیوانِ شمس غزل ۱۳۸۵ بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۸۵

  1. هاروتیی افروختی، پس جادویش آموختی زآنم چنین می‌سوختی تا شمع تاریکی شوم

G1385:4

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 بس جهد می‌کردم که من آیینهٔ نیکی شوم·تو حکم می‌کردی که من خمخانهٔ سیکی شوم
  2. 2 خمخانهٔ خاصان شدم، دریای غوّاصان شدم·خورشید بی‌نقصان شدم تا طبّ تشکیکی شوم
  3. 3 نقش ملایک ساختی، بر آب و گل افراختی·دورم بدان انداختی کاکسیر نزدیکی شوم
  4. 4 هاروتیی افروختی، پس جادویش آموختی·زآنم چنین می‌سوختی تا شمع تاریکی شوم
  5. 5 ترکی همه ترکی کند، تاجیک تاجیکی کند·من ساعتی ترکی شوم، یک لحظه تاجیکی شوم
  6. 6 گه تاج سلطانان شوم، گه مکر شیطانان شوم·گه عقل چالاکی شوم، گه طفل چالیکی شوم
  7. 7 خون روی را ریختم، با یوسفی آمیختم·در روی او سرخی شوم، در موش باریکی شوم

ganjoor: sh1385 · public domain