دیوانِ شمس› غزل ۱۳۹۱› بیت ۱۰ → پچھلا
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۹۱
- تا چند گویم؟! بس کنم، کم یاد پیش و پس کنم اندر حضور شاه جان تا چند خط خوانی کنم؟!
G1391:10
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 تا کی به حبس این جهان من خویش زندانی کنم؟!·وقتست جان پاک را تا میر میدانی کنم
- 2 بیرون شدم ز آلودگی با قوت پالودگی·اوراد خود را بعد از این مقرون سبحانی کنم
- 3 نیزه به دستم داد شه تا نیزهبازیها کنم·تا کی به دست هر خسی من رسم چوگانی کنم؟!
- 4 آن پادشاه لم یزل دادهست ملک بیخلل·باشد بتر از کافری گر یاد دربانی کنم
- 5 چون این بنا برکنده شد آن گریههامان خنده شد·چون در بنا بستم نظر آهنگ دربانی کنم
- 6 ای دل، مرا در نیمشب دادی ز دانایی خبر·اکنون به تو در خلوتم تا آنچ میدانی کنم
- 7 در چاه تخمی کاشتن بیعقل را باشد روا·این جا به داد عقل کل کشت بیابانی کنم
- 8 دشوارها رفت از نظر، هر سد شد زیر و زبر·بر جای پا چون رست پر دوران به آسانی کنم
- 9 در حضرت فرد صمد دل کی رود سوی عدد؟!·در خوان سلطان ابد چون غیر سرخوانی کنم؟!
- 10 تا چند گویم؟! بس کنم، کم یاد پیش و پس کنم·اندر حضور شاه جان تا چند خط خوانی کنم؟!
ganjoor: sh1391 · public domain