دیوانِ شمس› غزل ۱۳۹۲› بیت ۲ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۹۲
- گفت مرا چرخ فلک: «عاجزم از گردش تو» گفتم: «این نقطه مرا کرد که پرگار شدم»
G1392:2
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 یار شدم، یار شدم، با غم تو یار شدم·تا که رسیدم بَرِ تو، از همه بیزار شدم
- 2 گفت مرا چرخ فلک: «عاجزم از گردش تو»·گفتم: «این نقطه مرا کرد که پرگار شدم»
- 3 غلغلهٔ می شنوم روز و شب از قبهٔ دل·از روش قبهٔ دل گنبد دوّار شدم
- 4 تا که فتادم چو صدا ناگه در چنگ غمت·از هوس زخمهٔ تو کم ز یکی تار شدم
- 5 دزدد غم گردن خود از حذر سیلی من·زانک من از بیشهٔ جان حیدر کرّار شدم
- 6 تا که بدیدم قدحش سرده اوباش منم·تا که بدیدم کلهش بیدل و دستار شدم
- 7 تا که قلندر دل من داد می مُذهِل من·رقصکنان، دلقکشان جانب خمّار شدم
- 8 گفت مرا خواجه فرج: «صبر رهاند ز حرج»·هیچ مگو کز فرجست اینک گرفتار شدم
- 9 چرخ بگردید بسی تا که چنین چرخ زدم·یار بنالید بسی تا که در این غار شدم
- 10 نیمشبی همره مه روی نهادم سوی ره·در هوس خوبی او جانب گلزار شدم
- 11 گاه چو سوسن پی گل شاعر و مدّاح شدم·گاه چو بلبل به سحر سخرهٔ تکرار شدم
- 12 زوبع اندیشه شدم، صد فن و صد پیشه شدم·کار تو را دید دلم، عاقبت از کار شدم
ganjoor: sh1392 · public domain