دیوانِ شمس غزل ۱۴۴۸ بیت ۷ → پچھلا

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۴۸

  1. شمس الحق آزاده تبریز و می ساده تا حشر من افتاده آهسته که سرمستم

G1448:7

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 در مجلس آن رستم در عربده بنشستم·صد ساغر بشکستم آهسته که سرمستم
  2. 2 ای منکر هر زنده خنبک زنی و خنده·ای هم خر و خربنده آهسته که سرمستم
  3. 3 ای عاقل چون لنگر ای روت چو آهنگر·در دلبر ما بنگر آهسته که سرمستم
  4. 4 تو شخصک چوبینی گر پیشترک شینی·صد دجله خون بینی آهسته که سرمستم
  5. 5 کاهل مشو ای ساقی باقی است ز ما باقی·پر ده می راواقی آهسته که سرمستم
  6. 6 آن‌ها که ملولانند زین راه چه گولانند·بس سرد فضولانند آهسته که سرمستم
  7. 7 شمس الحق آزاده تبریز و می ساده·تا حشر من افتاده آهسته که سرمستم

ganjoor: sh1448 · public domain