دیوانِ شمس غزل ۱۴۹۵ بیت ۶ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۹۵

  1. حریفا اندر آتش صبر می کن که آتش آب می گردد به ایام

G1495:6

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 اگر تو نیستی در عاشقی خام·بیا مگریز از یاران بدنام
  2. 2 تو آن مرغی که میل دانه داری·نباشد در جهان یک دانه بی‌دام
  3. 3 مکن ناموس و با قلاش بنشین·که پیش عاشقان چه خاص و چه عام
  4. 4 اگر ناموس راه تو بگیرد·بکش او را و خونش را بیاشام
  5. 5 که این سودا هزاران ناز دارد·مکن ناز و بکش ناز و بیارام
  6. 6 حریفا اندر آتش صبر می کن·که آتش آب می گردد به ایام
  7. 7 نشان ده راه خمخانه که مستم·که دادم من جهانی را به یک جام
  8. 8 برادر کوی قلاشان کدام است·اگر در بسته باشد رفتم از بام
  9. 9 به پیش پیر میخانه بمیرم·زهی مرگ و زهی برگ و سرانجام

ganjoor: sh1495 · public domain