دیوانِ شمس غزل ۱۵۴۸ بیت ۷ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۴۸

  1. من مردم و از تو زنده گشتم پس عالم را دو بار دیدم

G1548:7

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 روی تو چو نوبهار دیدم·گل را ز تو شرمسار دیدم
  2. 2 تا در دل من قرار کردی·دل را ز تو بی‌قرار دیدم
  3. 3 من چشم شدم همه چو نرگس·کان نرگس پرخمار دیدم
  4. 4 در عشق روم که عشق را من·از جمله بلا حصار دیدم
  5. 5 از ملک جهان و عیش عالم·من عشق تو اختیار دیدم
  6. 6 خود ملک توی و جان عالم·یک بود و منش هزار دیدم
  7. 7 من مردم و از تو زنده گشتم·پس عالم را دو بار دیدم
  8. 8 ای مطرب اگر تو یار مایی·این پرده بزن که یار دیدم
  9. 9 در شهر شما چه یار جویم·چون یاری شهریار دیدم
  10. 10 چون در بر خود خوشش فشردم·آیین شکرفشار دیدم
  11. 11 چون بستم من دهان ز گفتن·بس گفتن بی‌شمار دیدم
  12. 12 چون پای نماند اندر این ره·من رفتن راهوار دیدم
  13. 13 سر درنکشم ز ضر که بی‌سر·سرهای کلاه دار دیدم
  14. 14 بس کن که ملول گشت دلبر·بر خاطر او غبار دیدم

ganjoor: sh1548 · public domain