دیوانِ شمس› غزل ۱۵۹۹› بیت ۳ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۹۹
- گه درازم گاه کوته همچو سایه پیش نور جمله فرعونم چو هستم چون نیم موسیستم
G1599:3
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم·گرم در کار آمدم موقوف مطرب نیستم
- 2 همچو سایه در طوافم گرد نور آفتاب·گه سجودش می کنم گاهی به سر می ایستم
- 3 گه درازم گاه کوته همچو سایه پیش نور·جمله فرعونم چو هستم چون نیم موسیستم
- 4 من میان اصبعین حکم حقم چون قلم·در کف موسی عصا گاهی و گه افعیستم
- 5 عشق را اندیشه نبود زانک اندیشه عصاست·عقل را باشد عصا یعنی که من اعمیستم
- 6 روح موقوف اشارت می بنالد هر دمی·بر سر ره منتظر موقوف یک آریستم
- 7 چون از این جا نیستم این جا غریبم من غریب·چون در این جا بیقرارم آخر از جاییستم
ganjoor: sh1599 · public domain