دیوانِ شمس غزل ۱۶۰۱ بیت ۱ اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۰۱

  1. بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم یار آمد در میان ما از میان برخاستیم

G1601:1

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم·یار آمد در میان ما از میان برخاستیم
  2. 2 از فنا رو تافتیم و در بقا دربافتیم·بی‌نشان را یافتیم و از نشان برخاستیم
  3. 3 گرد از دریا برآوردیم و دود از نه فلک·از زمان و از زمین و آسمان برخاستیم
  4. 4 هین که مستان آمدند و راه را خالی کنید·نی غلط گفتم ز راه و راهبان برخاستیم
  5. 5 آتش جان سر برآورد از زمین کالبد·خاست افغان از دل و ما چون فغان برخاستیم
  6. 6 کم سخن گوییم وگر گوییم کم کس پی برد·باده افزون کن که ما با کم زنان برخاستیم
  7. 7 هستی است آن زنان و کار مردان نیستی است·شکر کاندر نیستی ما پهلوان برخاستیم

ganjoor: sh1601 · public domain